فیلم و سینما |
| معرفی فیلمهای روز - اخبار جدید سینما |
«حجت - ف» عامل اصلي توزيع غير قانوني فيلم «سنتوري» دستگير شد
فيلم و سينما - امروز پس از دستگيري «حجت - ف» عامل اصلي توزيع غير قانوني فيلم «سنتوري» مرتضي شايسته خسارت وارده به تهيهكنندگان آن را 5 ميليارد تومان ارزيابي كرد.
پس چند روز از توزيع غير قانوني فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي با تلاش نيروهاي انتظامي عامل اصلي توزيع غيرقانوني اين فيلم در حوالي ميدان انقلاب تهران دستگير شد.
پس از اين دستگيري در پليس امنيت نشستي برگزار شد و رييس اتحاديه تهيهكنندگان به خبرنگاران گفت:سالانه 600 ميليارد تومان كه حدود 25 تا 30 برابر گردش مالي كل سينماي ايران است توسط توسط شبكه قاچاق كه متاسفانه هنوز به كار خود ادامه ميدهد به صنعت سينماي ايران خسارت وارد ميشود كه در اقدام اخير حدود 4 تا 5 ميليارد تومان به تهيهكننده و صاحب فيلم "سنتوري" خسارت مالي وارد شده است.
گفتني است در يك سال اخير با همكاري سينماگران كشور و نيروهاي امنيتي -انتظامي فعاليتهاي خوبي براي مبارزه با قاچاقچيان فيلم و محصولات فرهنگي صورت گرفت اما توزيع گسترده سي دي قاچاق فيلم سنتوري نشان داد اين مساله نيازمند توجه جديتر و همكاري نزديك سينماگران و نيروهاي زحمتكش انتظامي و امنيتي كشور است.

منبع خبر: خبرگزاري فارس
ساز ناکوک بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر
فيلم و سينما - مرور فیلمهای بخش مسابقه بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر تفاوت سطح فاحش مضمون و مولفههای سینمای حرفهای را در بین آنها برجسته میکند؛ فیلمهایی که چون سازی ناکوک فهرست نهایی آثار بخش سودای سیمرغ را ناهماهنگ کرده است.
مروری کوتاه بر فیلم های ایرانی شرکت کننده در بخش سودای سیمرغ: مسابقه سینمای ایران در چنین روزهایی که جشنواره فیلم فجر رونق خود را از دست داده، می تواند تحلیل های کاربردی تری را در پی داشته باشد.
از 23 فیلم معرفی شده این بخش برای رقابت نهایی جز "خاک آشنا" بهمن فرمانآرا، همه آثار به نمایش درآمدند. نکته جالب اینکه از پنج فیلم ذخیره معرفی شده با توجه به تکمیل این فهرست هیچکدام مورد داوری قرار نگرفت و فقط در بخش فیلمهای اول و خارج از مسابقه به نمایش درآمدند. البته از میان فیلمهای ذخیره "هر شب تنهایی" رسول صدرعاملی و "قرنطینه" منوچهر هادی به نمایش خود نرسیدند.
نکته ای دیگر درباره این فهرست که پس از دیده شدن آثار پررنگ شده و خودنمایی می کند، تفاوت سطح فاحش از نظر مضمون و همینطور مولفههای سینمای حرفه ای در بین فیلم های این بخش است. این تفاوت سطح هم در بین آثار فیلمسازان باتجربه به چشم می خورد و هم در مقام قیاس با فیلم های اولی که به بخش مسابقه راه پیدا کرده اند.
حضور فیلم های ضعیف چون "احضارشدگان"، "محیا" و ... در بین آثار فیلمسازان باتجربه و فیلم اولیهایی مثل "ستایش" در این فهرست سئوال برانگیز است. علاوه بر اینکه جای خالی فیلم اولیهایی چون "تنها دو بار زندگی میکنیم" و فیلم های بخش مهمان مانند "همخانه" در این فهرست به شدت حس میشود. آثاری که شاید میتوانستند حداقل در فهرست نامزدهای رشته های مختلف لحاظ شوند.
"آتش سبز" دومین فیلم مستندساز قدیمی محمدرضا اصلانی است. او که "شطرنج باد" را سال 55 ساخته بود، پس از آن به مستندسازی روی آورد و در عین حال فیلمنامه "صبح روز چهارم"، "تنگنا" و "باغ سنگی" را هم نوشت. "آتش سبز" بر اساس افسانه کهن "سنگ صبور" نوشته شده و یکی از بحث برانگیزترین فیلم های جشنواره بود که البته توانست لوح سپاس و پلاک طلایی سیمرغ از نگاه ملی را در بخش سودای سیمرغ: مسابقه سینمای ایران به خود اختصاص دهد.
فیلم با وجود وامدار بودن به ادبیات و افسانه های کهن، فیلمنامه ای محکم و قابل بحث ندارد و بیش از هر چیز مدیون حضور بازیگران برجسته و البته تصویرسازی است که به عکس پهلو می زند. قصه فیلم در بخشی اعظم مبهم است و چینش و نوع روابط به واسطه چند پاره بودن روایت های هفت گانه فیلم، نامشخص. فیلمی که برجسته ترین ویژگی آن پرداختن به فرهنگ و گذشته ایران باستان است که البته نمی تواند جوابگوی یک فیلم سینمایی با زمانی بیش از تایم متعارف باشد.
"آن مرد آمد" دومین فیلم حمید بهمنی پس از "آخرین نبرد" است که سال 76 ساخته شد که هر دو در ژانر دفاع مقدس قرار می گیرند. فیلم بر اساس طرح اولیه ای از بهمنی، به قلم شادمهر راستین ثبت شده و کارگردان این فیلم وقفه برای ساخت را مرهون دولت قبل می داند.
فیلم با نمایش در آخرین روز جشنواره یعنی دوشنبه 22 بهمن در سانس 30/20 (همزمان با اختتامیه جشنواره)، فرصت دیده شدن از سوی اصحاب رسانه را از دست داد. هر چند گفته می شود به درخواست کارگردان فیلم در این سانس به نمایش درآمده و البته در داوری بخش های مختلف هم کاندیدایی از آن حضور نداشت.
"آواز گنجشکها" هفتمین فیلم سینمایی مجید مجیدی است. فیلمساز / بازیگری که با "بدوک" و "پدر" خوش درخشید و با "بچههای آسمان" و "رنگ خدا" مرزهای جهانی را پیمود و توانست چهرهای جدید از سینمای ایران به جهان معرفی کند. "بچههای آسمان" تنها فیلم ایرانی بود که به فهرست پنج فیلم نامزد اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان هم راه پیدا کرد.

آواز گنجشك ها
فیلم با روایت داستانی ساده و البته کم کنش، می تواند دنیای خانواده محوری را که حاشیه نشین هستند به نحوی باورپذیر خلق کند. "آواز گنجشک ها" به نوعی پیوند مناسب مفهوم و استعاره با زبان سینما در کارنامه مجیدی است. فیلمی که می تواند در فضایی رئال، مولفه های فیلمسازی، روایی و ... را تکامل بخشد و در عین حال مخاطب را با خود همراه کند.
فیلم در پنجاه و هشتمین جشنواره بین المللی فیلم برلین مورد توجه قرار گرفت و موفق به کسب خرس نقره ای بهترین بازیگر مرد برای رضا ناجی شد. بازیگری که در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فیلم فجر هم نامزد شد ولی سیمرغ به امین حیایی برای فیلم "شب" تعلق گرفت!
"احضارشدگان" ششمین ساخته بلند سینمایی معیریان، در ژانر وحشت تولید شده است. معیریان فیلمهای سینمایی "تیک آف"، "کما"، "شارلاتان"، "چپ دست" و "آنکه دریا می رود" را در کارنامه دارد و در دومین جشنواره سراسری فیلم پلیس عنوان بهترین فیلم بخش مسابقه را به خود اختصاص داد.
فیلمی که همانطور که از آن برمی آمد خارج از روند فیلمسازی معیریان نبود و نشانه ای از تئوری های بلندبالایی که وی در دانشگاه تدریس می کند، نداشت. فیلمی که به جهت پرداخت انجام شده به جای وحشت و ترس آفرینی، در سکانس هایی کمدی بود و حضورش در بخش مسابقه سینمای ایران سئوال برانگیز!
"استشهادی برای خدا" ششمین فیلم بلند سینمایی علیرضا امینی پس از "نامه باد"، "کنار رودخانه"، "دانه های ریز برف"، "زمان می ایستد" و "فقط چشمهاتو ببند" است. فیلمی که قبل از آغاز جشنواره حرف های بسیاری درباره آن مطرح شد که همگی گویای متفاوت شدن آن در کارنامه مهجور امینی بود.
امینی در این فیلم می تواند پیوندی مناسب بین مهارتهای تکنیکی و روایی ایجاد کند و سوژه ای جذاب را محور کار قرار دهد. تسلط بر فیلمنامه ای به نسبت محکم، بازی های درخشان بازیگران در نقش های مکمل و اول و ... برخی از ویژگی هایی هستند که "استشهادی ..." را از فیلم های قبلی و به نمایش درنیامده امینی متمایز کرده و مورد توجه مخاطب و هیئت داوران هم قرار گرفتند.
انتخاب محسن طنابنده به عنوان بهترین بازیگر نقش مکمل بخش مسابقه سینمای ایران و انتخاب فیلم به عنوان اثر برگزیده جوایز بخش بینالادیان و چند نامزدی مجموعه موفقیت های "استشهادی برای خدا" در بیست و ششمین جشنواره فیلم هستند. فیلمی که به نوعی توانست امینی را دوباره احیا کند.
"انعکاس" چهارمین فیلم رضا کریمی پس از "عشق + 2"، "هزاران زن مثل من" و "تب" است. او که تجربه دستیاری کارگردانی دارد، فیلمنامه اغلب کارهایش را به نگارش درآورده اما فیلمنامه این کار را محمدهادی کریمی نوشته است. فیلم از حضور بازیگران چهره سینمای ایران بهره می برد و مثلث عشقی را بدل به چندضلعی غریب می کند که خروج از کلاف سردرگم آن فیلمساز را هم دچار مخاطره کرده است.
کریمی در "تب" هم دچار مشکل داستانگویی بود. فیلم های او خوب آغاز می شوند، چینش اولیه جذاب و کنجکاوی برانگیز است ولی در ادامه تفریط او در دادن اطلاعات، مخاطب را دچار سردرگمی می کند و در نهایت روابط تو در توی فیلم تنها با یک تمهید معنوی باز می شوند. هر چند چنین رویکردی آنقدر از جنس آدمهای قصه دور است که نمی تواند به عمق وارد شود و در سطح یک تمهید کارکردی برای نمایشی بی ضرر از خیانت چند زوج باقی می ماند.
"باد در علفزار میپیچد" نهمین فیلم خسرو معصومی و تکمیل کننده سه گانه اوست. "رسم عاشق کشی" و "جایی در دورست" دو فیلم اول این سه گانه هستند که با مولفه های عشق و قاچاق چوب و طبیعت بکر شمال، بدل به آثاری شدند که همگان سینمای معصومی را با این شاخصه ها شناختند و دوست داشتند.
فیلم با توجه به این مولفه ها، چینشی آشنا دارد و ورود شخصیت خیاط و شاگردش به قصه همانند "جایی در ..." طراحی شده است. تمهید ورود دو غریبه به روستا برای انجام کاری در ارتباط با ازدواج که زمینه ای برای رویارویی دو عاشق می شود. اما مشکل فیلم از جایی ناشی می شود که در ادامه و بسط این رابطه و موانعی که این عشق تازه یافته را تهدید می کند، دچار سردرگمی شده و به همین جهت دست به طراحی کنش و واکنش و ماجراهایی زده که تنها برای رسیدن به پایان محتوم فیلم و زندانی شدن شوکا در تنه درخت است.
"به همین سادگی" پنجمین ساخته سیدرضا میرکریمی است که آثاری شاخص چون "زیر نور ماه" و "خیلی دور، خیلی نزدیک" را در پرونده دارد. فیلم به جهت ورود نگاهی جزئی نگرانه به حضور زن سنتی در اجتماع، جایگاهی ویژه در پرونده میرکریمی دارد که بخش اعظم این امتیاز از حضور شادمهر راستین فیلمنامه نویس مشترک کار است.

به همين سادگي
"به همین سادگی" با کمترین بهره از اصول آشنای درام پردازی، یک روز به ظاهر آرام زنی خانه دار را بزرگنمایی کند. ذره بینی که به مخاطب لایه های پنهان و درونی روزمره این زن را برجسته می کند، بدون آنکه وی را مجبور به توضیح درونیاتش کند. در واقع پاسخی محض برای غم فروخورده طاهره و سکوت و سکون او وجود ندارد و همین وجه است که می تواند درد درون او را در اشکی که به سرعت پاک می شود، به معرض نمایش بگذارد.
فیلمنامه "به همین سادگی" در بخش مسابقه سینمای آسیا و سینمای ایران، سیمرغ بلورین را به خود اختصاص داد، در کنار انتخاب به عنوان بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول زن در بخش مسابقه سینمای ایران و بهترین کارگردانی بخش مسابقه سینمای آسیا. اکران نوروزی این فیلم در سینماها هم قطعی شده است.
"پرچمهای قلعه کاوه" چهارمین فیلم بلند سینمایی محمد نوریزاد پس از "همه با هم"، "انتظار" و "شاهزاده ایرانی" است. در این فیلم یکی از مقاطع حمله مغولها به ایران به تصویر کشیده شده و داستان شخصی به نام کاوه محوریت پیدا می کند که در قلعه خود در نزدیکی مرزهای خراسان به همراه پنج فرزندش در برابر مغولها مقاومت میکند. فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران سیمرغ بلورین بهترین جلوه های ویژه را به خود اختصاص داد.
"تولدی دیگر" ششمین فیلم سینمایی عباس رافعی پس از "راز مینا"، "پروانه ای در باد"، "آیه های زمینی"، "راه طی شده" و "آفتاب بر همه یکسان می تابد" است. فیلم درباره ملوانی جوان به نام زهیر که برای یافتن کار همسرش را در لبنان رها می کند و زمانی که می شنود در جنوب لبنان جنگ شده، به کشورش بازمی گردد. پروژه "تولدی دیگر" نخستین همکاری مشترک بخش خصوصی فیلمسازی ایران و لبنان محسوب می شود. سرمایه گذاری فیلم را شبکه الکوثر انجام داده و تهیه کننده عباس رافعی است.
"جعبه موسیقی" چهارمین فیلم سینمایی فرزاد موتمن پس از "هفت پرده"، "شبهای روشن" و "باجخور" است. کارگردانی تجربه گرا که در هر فیلم، گونه سینمایی خاص را مورد توجه قرار داده و "جعبه موسیقی" حاصل تجربه او در حیطه فیلم های معنوی و معناگراست.
حضور فرشته مرگ که تنها آدمهای نزدیک به مقطع مرگ قادر به دیدن او هستند، تمهیدی کهنه است که فیلم با محوریت آن آغاز می شود و سرانجام کار قابل پیش بینی است. به این ترتیب به نظر می آید بخش میانی و عرض قصه اهمیتی خاص داشته که باعث تجربه یک کار تکراری شده است. اما عرض مسیر هم با حجمی از قصه و شخصیت های فرعی پر شده که به زحمت می توان آنها را در کنار هم پیوند داد. بعلاوه این نکته که به نظر می آید ریتم و جذابیت، مواردی هستند که موتمن در تجربه جدید خود از یاد برده است. فیلم توانست جایزه ویژه بخش بین الادیان در مسابقه بین الملل را به خود اختصاص دهد.
"خواب زمستانی" دهمین فیلم سینمایی سیامک شایقی پس از آثاری چون "در کمال خونسردی" ،"مادرم گیسو"، "شراره"، "باغ فردوس پنج بعداز ظهر" و ... است. فیلمی زنانه درباره زندگی سه خواهر است که با هم زندگی می کنند و درگیر مشکلاتی می شوند. شایقی نام این فیلم را از شعر نیما یوشیج به همین نام انتخاب کرده و آن را برداشتی آزاد از این شعر می داند.
فیلم اولین بخش از سه گانه شایقی است که به نظر می آید زنانه بودن را از حضور سه شخصیت اصلی خود وام گرفته والا در ادامه کمتر به دغدغه ها و دلمشغولی خاص زنان سر و کار دارد. یک خواهر فلج که با مشکلات معلولیت خود دست و پنجه می کند که صرفاً زنانه نیست، یک خواهر حسابدار که در محل کارش چند خواستگار دارد و با این مشکلات عام درگیر است و خواهر سر به هوای سوم که عشق بازیگری دارد و با پسر نجار محل تیک می زند.
این همه دلمشغولی های زنانه در فیلم است که البته برای برجسته شدن آن همه مردان حاضر در فیلم کاراکتری منفعل، سست عنصر، عاشق و ... دارند تا لابد سنگینی حضور زنان به واسطه انفعال آنها برجسته تر شود. فیلم حتی نمی تواند از رابطه این سه خواهر در خانه، تصویری گرم، ملموس و جذاب ارائه دهد و بر جزئیاتی تکیه کرده که ساز خاص خود را می زنند و ناکارآمد هستند.
"شب" ساخته رسول صدرعاملی، قسمت اول "شهری که دوستش میدارم" است. صدرعاملی که سهگانه "دختری با کفشهای کتانی"، "من ترانه 15 سال دارم" و "دیشب باباتو دیدم آیدا" را در کارنامه دارد با این فیلم به دغدغه های معنوی و مذهبی خود بخصوص در ارتباط با کرامات امام رضا (ع) برای زائران حرمش می پردازد.
"شب" هر چند توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای امین حیایی به ارمغان بیاورد، ولی از فیلمنامه تا کارگردانی و بازی های آن مورد انتقاد قرار گرفت. فیلمی که از ظرافت نگاه صدرعاملی و فیلمنامه نویسش کامبوزیا پرتوی نشانی نداشت و با رکودی عجیب، از تأثیرگذاری عاجز بود.
فیلمی که نگاهی تخت به آدم هایش دارد و حتی آنها را برای جای گرفتن در ذهن مخاطب به درستی معرفی نمی کند و تنها از حضور بازیگران برجسته در سه نقش اصلی بهره برده که تکیه بر این وجه هم نتوانسته امتیازی برای فیلم بیاورد. وقتی آدمهای یک فیلم در لانگ شات مخاطب قرار می گیرند چطور می توان انتظار داشت، نگرانی، دلمشغولی و تغییر و تحول آنها برای مخاطب مهم جلوه کند؟
"فرزند خاک" با نام قبلی "تلخ عین عسل" سومین تجربه کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر پس از فیلمهای "نیمه گمشده" و "نبات داغ" است. فیلم با فیلمنامه ای از محمدرضا گوهری امتیاز اولیه و تأثیرگذاری خود را از سوژه ای داغ که به نوعی تابوشکنی از یادگارهای دفاع مقدس است، وام می گیرد.
فیلم "فرزند خاک" توانست در بخش مسابقه سینمای ایران سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای مهتاب نصیرپور، جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی و در بخش مسابقه بین الملل بهترین فیلمنامه بخش مسابقه سینمای معناگرا و لوح تقدیر راه انبیا از بخش بین الادیان را به خود اختصاص دهد.
"کنعان" سومین فیلم سینمایی مانی حقیقی پس از "آبادان" و "کارگردان مشغول کارند" در مقام کارگردانی است. فیلمسازی که تجربه نگارش فیلمنامه "چهارشنبهسوری" را با همکاری اصغر فرهادی در کارنامه دارد. فیلمی که به زندگی بحران زده یک زوج در آستانه جدایی می پردازد که ورود دو شخصیت جدید این بحران را تشدید می کند.
"کنعان" هر چند مطابق با انتظاراتی که از آن می رفت، مورد توجه قرار نگرفت ولی تجربه ای خاص در حیطه نگارش و کارگردانی است. هر چند ابهام بخشی از ساختار مضمونی و روایی فیلم است، اما تجربه انجام شده در قصه تا حد زیادی ناموفق می ماند. این درست که پاسخ محض ندادن، ذهن مخاطب را برای انتخاب هایی به گستردگی همه امکان های موجود باز می گذارد ولی این نکته را نمی توان فراموش کرد که درام با این حداقل ها پیش نمی رود.

كنعان
مانی حقیقی در کارگردانی فیلم هم تجربه ای خاص داشته و با تکیه بر نماهای درشت و کلوزآپ، به گونه ای نمادین قصد نزدیک کردن مخاطب به پس ذهن قهرمانان خود را دارد که یکدستی این ساختار در کلیت کار می تواند مورد توجه قرار بگیرد. بخصوص در فیلمی که با همین پس ذهن شخصیت های اصلی خود و البته پس ذهن فیلمساز و نویسنده اش و ... پس ذهن مخاطب کار دارد.
فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران برای بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن مکمل نامزد شده که هیچکدام را به دست نیاورد. موسیقی خاص کریستف رضاعی هم به کلی نادیده گرفته شد تا "کنعان" تنها به دیپلم افتخار جایزه مردمی در بخش بین الملل اکتفا کرده و از ناکامان بزرگ جشنواره بیست و ششم محسوب شود.
"محیا" سومین ساخته خواجویی پس از "خانه ابری" و "سیرک بزرگ"، ملودرامی عاشقانه است. وی علاوه بر کارگردانی این فیلم نویسنده فیلمنامه و تهیهکننده آن نیز هست. فیلم قصه آشنای عشق دو جوان است که این بار قرار است تعلق دختر به خانواده ای غسال، به بازخوانی جدید از آن بینجامد.
اما از همان ابتدا با انتخاب بازیگران و حتی زوج های کلیشه ای و آشنا، احتمال نگاه جدید به این رابطه عاشقانه به بن بست می انجامد. زوج آشنای شهاب حسینی و الهام حمیدی بخصوص پس از فیلم "بچه های ابدی" قرار است مخاطب را با خود همراه کنند. اما پرداخت قصه، شخصیت ها و ... به قدری کلیشه ای و برآمده از پیشینه ذهنی مخاطب است که راه به جایی نمی برد.
فیلم در بخش میانی هم ساز ناکوک می نوازد و برای از بین رفتن ترس پزشک جوان از مرده و انجام شرط دختر برای ازدواج (شستن هفت مرده)، وارد محیط روستا، حرف های به اصطلاح فلسفی درباره نزدیکی مرگ و زندگی و ... می شود که اصلاً محلی از اعراب ندارد. بخصوص که پایان زودهنگام فیلم هم با نشان دادن ارواح دو جوان قصد ایجاد تعلیقی ناکارآمد برای مخاطب دارد که به یک شوخی می ماند.
"هامون و دریا" پنجمین فیلم سینمایی ابراهیم فروزش، فیلمساز نام آشنای آثار کودک کانونی است. "کلید"، "خمره"، "مرد کوچک" و "بچه های نفت" فیلم های وی هستند که توانسته اند وجهه جهانی هم برای فروزش کسب کنند. داستان فیلم اقتباسی است از کتاب "هامون و دریا" عباس جهانگیریان درباره نوجوانی دوتارنواز به نام هامون است که همراه مادربزرگش که دختر عمویش، دریا عشقی فرازمینی پیدا می کند و در این راه دچار مخاطراتی می شود.
فیلم از وجه پرداختن به موسیقی نواحی مناطق خراسان اثری قابل تأمل است ولی روایت و داستان پردازی دچار مشکلاتی است. فیلم در بخش میانی خطوط فرعی را وارد روند داستانی می کند که کمیتی خاص را به خود اختصاص می دهند ولی در ادامه کارکردی ندارند. در واقع اگر آزمون عشق هامون در سفر کویری را خط اصلی داستان در نظر بگیریم، قصه دیر آغاز می شود و نمی تواند اوج و فرود خود را از مایه های اصلی داستان به دست آورد.
"همیشه پای یک زن در میان است" یازدهمین فیلم کمال تبریزی پس از آثاری نمونهوار چون "لیلی با من است"، "مارمولک"، "گاهی به آسمان نگاه کن" و فیلمهایی سفارشی مانند "فرش باد"، "یک تکه نان" و ... است. تبریزی کارگردانی است که هر گاه به خواست خود سراغ مضامین حساس و جسورانه با چاشنی کمدی و طنز رفته، فیلمی موفق در کارنامه خود ثبت کرده است.
"همیشه ..." بر اساس داستانهای کوتاه کتابی به همین نام از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی و نغمه ثمینی نوشته شده است. فیلمی که با نگاهی خاص به کمدی فانتزی می کوشد مایه های انتقادی و شعاری خود را تعمیق بخشد و بیانیه صادر نکند. فیلم بیش از همه به "گاهی به ..." پهلو می زند و مجموعه ای از کاراکترها و خطوط فرعی متعدد را در خود جای می دهد که البته این تجربه گرایی تبریزی هنوز به بار ننشسته و جای کار دارد. اما همینکه تبریزی نمی خواهد بر مسیر آشنا و تضمین شده کمدی های موفق خود حرکت کند، می توان فیلم را گامی جسورانه در کارنامه او تلقی کرد.
"دیوار" محمدعلی طالبی هم از آثاری بود که در لحظات پایانی به فهرست فیلم های بخش مسابقه وارد شد البته با وساطت مجیدی و میرکریمی. فیلمی درباره مرارت های یک دختر موتورسوار که تنها نقطه امتیاز آن حضور گلشیفته فراهانی در همه صحنه های موتورسواری است. والا فیلم از جهت پرداخت، نگاهی آسیب شناسنانه که از طالبی سراغ داشتیم و ... بیش از آنکه در راستای فیلم های کودک و نوجوان او بگنجد، به فیلم ورزشی "خط پایان" نزدیک است. فیلم سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری را از بخش مسابقه سینمای ایران به خود اختصاص داد.
در فیلم های بخش مسابقه سینمای ایران چهار فیلم اولی هم حضور داشتند که می توان آنها را مورد ارزیابی خاص بخصوص با توجه به آثاری که از ورود به این فهرست بازمانده اند، قرار داد.
"حس پنهان" نخستین ساخته مصطفی رزاق کریمی است که سابقه ساخت فیلم کوتاه و مستند دارد. فیلمی که می کوشد از کلیشه مثلث عشقی تعریفی جدید ارائه دهد ولی در همان آغاز راه باز می ماند. طراحی مشاغلی خاص چون روانپزشکی و مدیر شرکت تبلیغاتی به شخصیت های اصلی زن و مرد و در عین حال حاکمیت فضای یک بیمار روانپریش بر کلیت فیلم، تلاش های نویسنده و فیلمساز برای نو کردن کلیشه ها هستند.
اما اینها فقط تعاریف اولیه هستند و در ادامه کاربردی در عمق روابط جاری ندارند. ارائه تعریفی عام از گرایش مرد به زن دوم، تصویری آشنا از مطب پزشک روانکاو، ... و لحن و پرداختی که در کلیت فیلم یکدست نیست و در لحظاتی رمزآلود و معمایی و در لحظاتی خانوادگی است، مانع از عمیق شدن فیلم می شود. حضور بازیگران مطرح سینمای ایران هم نتوانسته امتیازی خاص به فیلم ببخشد.
"در میان ابرها" نخستین فیلم سیدروح الله حجازی با پسزمینه دفاع مقدس است. فیلمنامه را محمدرضا گوهری نوشته که درباره شکل گیری رابطه یک زن عراقی و مرد ایرانی است. داستان فیلم در زمان جنگ دوم آمریکا و عراق می گذرد که فضایی خاص را در فیلم ترسیم می کند. فیلم موفق شد سیمرغ بلورین بهترین فیلم اول را از بخش مسابقه سینمای ایران به دست آورد که از سوی برخی به ارجاعات آن به فیلم خارجی "مالنا" اشاره شد.

در ميان ابرها
"ستایش" اولین ساخته محمدرضا رحمانی است. فیلم با پسزمینه دفاع مقدس، داستان آشنای کشف هویت است که بیش از همه به فیلم "کیمیا" احمدرضا درویش ارجاع می دهد. اما این بار ماجرا از نقطه نظر دختری که تازه می فهمد به پدر و مادری عراقی تعلق دارد، روایت می شود.
فیلم علاوه بر اینکه از نقطه نظر ستایش موقعیت او را ترسیم می کند، در اندک لحظه های حسی فیلم که باید مخاطب با تنهایی و سکوت کاراکترها همذات پنداری کند متوسل به نریشن شده که در مجموع کار را بدل به اثری پرگو کرده و از برقرار کردن ارتباط حسی با مخاطب خود عاجز. بعلاوه اینکه حضوری نه چندان گرم از بازیگری جوان است که در "دیشب باباتو دیدم آیدا" و "تقاطع" خوش درخشید، خاطره اسدی.
"سهم گمشده" نخستین فیلم حسن نجفی، محصول مشترک سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری و شبکه جهانی سحر است با بازیگرانی از کشور آذربایجان. فیلم روایتگر داستان پسربچهای آذربایجانی است که والدینش پس از اظهار ناامیدی از مداوای بیماری لاعلاج وی، تصمیم میگیرند فرزندشان را برای شفا گرفتن به امامزادهای در ایران بیاورند. فیلمی که با نمایش در سانس نامناسب فرصت دیده شدن بهتر را از دست داد.
منبع خبر: خبرگزاری مهر
نامه عليرضا داودنژاد درباره قاچاق سيدي «سنتوري»: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نميگويد»
فيلم و سينما - «داريوش مهرجويي را بسياري از ما ميشناسيم و ميدانيم كه فيلمسازي پيشگام و اثرگذار و تعيينكننده در شكلگيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشههاي وارداتي پرپر ميزد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان بهندرت فرصت مييافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.»
عليرضا داودنژاد در ادامهي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضهي نسخهي قاچاق "سنتوري" آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟
آنچه را ميتوان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آنكه ناشي از اميال و ارادههاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آنچه را ما در قلمرو واقعيات روزمره ميتوانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضعگيري در مقابل قدرت و شيوههاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آنها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آنچيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران ميداند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف ميكند.»
اين كارگردان معتقد است: «در واقع ارادههاي ميليتاريستي كه از مالكيت كمپانيهاي اسلحهسازي نشأت ميگيرند و منافع خود را در آتشافروزي و سلطهجويي به دست ميآورند جهان را در انحصار تصميمات و علايق خود ميخواهند و "بايد" و "نبايد"هاي حاكم بر مناسبات انساني را بر همين پايه طراحي، تعريف و ترويج ميكنند. گرايش قدرتهاي ميليتاريستي بهغلبه بر امر "سفارش" در توليدات فرهنگي از همين خاستگاه سرچشمه ميگيرد. آنچه "چارلي چاپلين" را در آمريكا مغضوب قدرتهاي انحصارطلب كرد، آزادگي اين هنرمند و گرايش او به احترام براي بني نوع بشر بود. چنانكه "براندو" نيز در هاليوود مغضوب واقع شد، چراكه از تنوع فرهنگي دفاع ميكرد و ضمن مخالفت با براندازي فرهنگهاي بومي با كليشههاي جعلي ميليتاريستي در معارضه و كشمكش بود.»
داودنژاد نوشته است: «براي پيبردن به راز تولد و مرگ سينماهاي ملي در همهجاي جهان ميتوان از همين زاويه به ماجرا نگريست. آنچه سينما ميتواند در حوزههاي فرهنگي انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راهدادن به حيات واقعي تاريخي ملتها در قلمرو توليد كالاهاي فرهنگي است.
ملتي كه بتواند آدمها، روابط، برخوردها، حوادث و جريانات بومي خود را به طرزي زنده در آثار ديداري شنيداري بازسازي و ثبت نمايد و نظام ارزشي خود را نه فقط در قالبهاي نظري و فلسفي بلكه بهصورت عمل زنده فردي و اجتماعي ارايه نمايد، در واقع گرماي حيات انساني را ضمانت تأثيرگذاري و بقاء و دوام فرهنگي خود قرار ميدهد و به اين ترتيب بديهي است كه دشمني سلطهجويان را برميانگيزد و محكوم به مبارزهاي تمامعيار و همهجانبه و هميشگي با توطئههاي آشكار و پنهان سلطهگران و سلطهمداران ميشود. اگر كساني هستند كه اينگونه توطئهها را درنمييابند بهتر است نگاهي به تاريخ بيندازند و به عيان مشاهده كنند كه چگونه سينماهاي بومي و ملي در شمال آفريقا و كشورهاي خاورميانه تا تركيه و ايران پاميگيرد و به محض رونق و تلألو توسط حكومتها و مديريتهاي وابسته به مسير ركود و ورشكستگي و انقراض كشانده ميشود.»
داودنژاد آورده است: «گرايش به تمركز و انحصار در قدرت هيچ پايگاه مستقلي را در قلمرو توليد فرهنگي تاب نميآورد. مگر آنكه آن را با لطائفالحيل به انفعال و تقليد بكشاند و از اين طريق محصولات آن را خنثي، بياثر و محروم از مخاطب كند.
واداركردن دولتها، جناحات و مديريتهاي وابسته به ورشكستكردن توليد فرهنگي داخلي و راه بازكردن براي محصولات وارداتي چاره ناگزيري است كه جهان سلطه پيشاروي خود مييابد و براي دسترسي به آن از هيچگونه تلاش، سرمايهگذاري، بيرحمي و توطئه فروگذاري نمينمايد.»
داودنژاد بيان كرد: «خانهنشينكردن نيروهاي خوشقريحه و متخصص و خلاق، جداييانداختن بين زندگي بومي و فيلم داخلي، سختكردن امر توليد فيلم، كاهش پشتيباني رسانهاي و تبليغاتي، عقب نگاهداشتن سختافزاري، واگذار كردن بازارهاي ويدئويي و تلويزيوني و ماهوارهاي به آثار خارجي و بالاخره غلبهبخشيدن به سلطه فيلمهاي خارجي در تالارهاي نمايش داخلي روندي قابل شناسايي است كه براي به زمين زدن هنر و سينما در هر كشور مبتكر و خلاقي توسط سلطهجويان طراحي و اعمال شده و ميشود.»
اين كارگردان معتقد است: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نميگويد، روياهاي شيرين و دستيافتني نميآفريند، نور و سايه روشن و رنگ نميفهمد، طراحي و معماري نميشناسد و بالاخره از ايجاد تنوع در آيينهاي اجتماعي عاجز است، به فقر هنري و فرهنگي مبتلا ميشود و چارهاي جز انفعال و تقليد و تسليم در مقابل سلطهجويان پيدا نميكند.
به اين ترتيب ما ميتوانيم عملكرد افراد، گروهها و مديريتها را در شيوه برخورد آنها با توليد كالاهاي فرهنگي داخلي ارزيابي كنيم و عواقب و آثار اين عملكردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملي بسنجيم و دربيابيم.»
كارگردان مصائب شيرين نوشته است: «آيا جرياناتي كه فيلمسازان نخبه ما را نشانه ميگيرند و بياعتنا به شخصيت، عواطف و عمر محدود آنها براي خدمت به سرزمين خويش هرگونه ضربهاي را نثار روح و روان و داشتههاي آنها مينمايند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ اين سرزمين تعريف نميشوند و دانسته و نادانسته آب به آسياب قدرتهاي سلطهجو نميريزند و در جهت براندازي فرهنگي اين مملكت گام برنميدارند؟ داريوش مهرجويي را بسياري از ما ميشناسيم و ميدانيم كه فيلمسازي پيشگام و اثرگذار و تعيينكننده در شكلگيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشههاي وارداتي پرپر ميزد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به ندرت فرصت مييافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.
"هالو"، "دايره مينا"، "اجارهنشينها"، "هامون"، "پري"، "سارا"، "ليلا"، "مهمان مامان" نمونههايي ديگر از آثار اين فيلمساز يگانه سينماي ايران است كه هر كدام خشتي ماندگار از بناي انكارناپذير سينماي ملي ما را ساخته و برجا گذاشته است.»
كارگردان "نياز" افزود: «ما اكنون ميشنويم كه داريوش مهرجويي، بعد از ناكام ماندن از نمايش آخرين فيلم خود در سالنهاي سينماي كشور امروز بايد شاهد باشد كه دار و دستههاي تبهكار و جاني همان فيلم را به تاراج ميبرند و با انتشار ويديويي قاچاق آن ميروند كه به بهرهبرداريهاي ميلياردتوماني دست پيدا كنند و به دست خالي مهرجويي و ديگراني كه براي تهيه اين فيلم از جان و مال مايه گذاشتند، بخندند.»
داودنژاد آورده است: «شنيدن اين خبر چه احساسي را در شما برميانگيزد و چه انديشهاي را از ذهنتان عبور ميدهد؟
آيا نحوه برخورد هريك از ما با چنين ماجراهايي نميتواند پرده از نيتمان نسبت به مصالح و منافع ملي كشورمان بردارد؟ ضربه زدن به يك هنرمند بيبديل و يك استاد كمنظير در حوزه فرهنگ ايران زمين چه كساني را غمگين و چگونه افرادي را شاد ميكند؟ آيا امكان دفاع جدي و مستمر از سينماي ايران وجود ندارد؟ ما براي بازگرداندن دهها ميليون مخاطب به تاراج رفته توسط فيلمهاي ويديويي و ماهوارهيي خارجي به بازار محصولات داخلي چه راه و رسمي را در پيش گرفتهايم؟ آيا در جهان امروز اسلاميتر از سينماي ايران سينمايي وجود دارد؟!»

منبع خبر: سينماي ما
وزارت اطلاعات تكثير غير مجاز «سنتوري» را پيگيري ميكند
فيلم و سينما - به گفته دبير «ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي»، مكاتباتي با دادستاني، نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات براي پيگيري موضوع تكثير غير مجاز فيلم«سنتوري» انجام شده است.
«ابراهيم داروغهزاده» گفت: در راستاي فعاليتهاي بسيار خوبي كه درنيروي انتظامي، قوه قضائيه و اتحاديه تهيه كنندگان در يكسال گذشته و در تعامل با معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي مبارزه با سرقت فيلم هاي سينماي ايران داشتهاند، برخورد با عوامل تكثير و توزيع غير مجاز فيلم سينمايي «سنتوري» را در جهت احقاق حقوق مادي و معنوي تهيهكنندگان و كارگردان محترم فيلم مذكور از يكسو و مديريت سينماي كشور و كليت سينماي ايران از سوي ديگر، با شدت و حدت تمام از طرف ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي ادامه خواهيم داد.
دبير ستاد مبارزه با تكثير و توزيع غير مجاز محصولات سينمايي و سمعي و بصري ادامه داد: با فعاليت اين ستاد در معاونت امور سينمايي و سمعي و بصري در يك سال گذشته امنيت خاطر قابل قبولي براي اهالي خوب و صبور سينماي ايران ايجاد شده بود كه متأسفانه با توزيع غير مجاز فيلم «سنتوري» كه از طريق يك فعاليت اينترنتي خارج از كشور انجام شده بود، اين فضاي امن بار ديگر از سوي دشمنان سينماي ايران تهديد شده است و وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي، نيروي انتظامي و قوه قضائيه وظيفه خود ميدانند كه با عوامل اين حركت ناشايست ضدفرهنگي تا احقاق حقوق همه خسارتديدگان اعم از تهيه كنندگان و عوامل فيلم و همچنين مديريت سينماي كشور، مردم و مهمتر از همه، حريم فرهنگي كشور، برخورد قاطع نمايند.
وي تصريح كرد: در همين راستا مكاتباتي از طرف دبيرخانه ستاد با دادستاني و نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات انجام شده است كه موضوع از طرف اين عزيزان در حال پيگيري است.
داروغهزاده افزود: خوشبختانه با هوشياري و عنايت همكاران در پليس امنيت نيروي انتظامي و اتحاديه تهيه كنندگان تاكنون توانستهايم از تكثير و توزيع گسترده اين فيلم در سطح كشور تا ميزان زيادي جلوگيري نمائيم.
وي در پايان گفت: اميدواريم با كمك و همياري تمامي دستاندركاران و همچنين اصحاب رسانه و مطبوعات و اهالي خوب سينما، اين مشكل با حداقل خسارت اقتصادي، سياسي و فرهنگي به شكل قابل قبولي حل و فصل شود.

منبع خبر: خبرگزاري فارس
خبر اول:
آئيننامه نهايي اكران فيلم در سال 87 تنظيم شد
فیلم و سینما - سخنگوي شوراي صنفي اكران با اشاره به اين كه امروز آئيننامه نهايي اكران فيلم در سال 87 تنظيم شده است، گفت: هنوز هيچيك از فيلمهاي اكران نوروز 87 مشخص نشدهاند و تا تصويب آئيننامه نميتوان چيزي را در اين زمينه قطعي دانست.
محمدرضا صابري»سخنگوي شوراي صنفي اكران گفت: در جلسه امروز شوراي صنفي نمايش، بالاخره آئيننامه نهايي اكران فيلم در سال آينده مشخص شد و پس از امضا براي تاييد به اداره كل نظارت و ارزشيابي رفت.
وي افزود: اختلافي بين نمايندگان تهيهكنندگان و سينماداران بر سر دو موضوع وجود داشت كه موضوع اول بحث گروهبندي بود و موضوع دوم ميزان پورسانت آثار و آئيننامه نهايي نيز كماكان بدون امضاي نمايندگان سينماداران در مورد اين دوبند تنظيم شد.
صابري با رد حضور فيلم «به همين سادگي» به عنوان يكي از فيلمهاي قطعي اكران نوروز 87، گفت: هنوز پروانه نمايش اين فيلم صادر نشده است، ضمن اين كه تا تصويب آئيننامه نميتوان پيشاپيش در مورد فيلمهاي اكران نوروزي تصميمگيري كرد.
وي همچنين در مورد افزايش گروههاي سينمايي نيز گفت: با توجه به درخواست تهيهكنندگان كه ميخواستند پنج گروه سينمايي وجود داشته باشد، تصميمگرفتيم سينما آزادي را كه پنج سالن دارد، درنظر بگيريم تا سالن اصلي آن، سينماي سرگروه پنجم باشد.
وي همچنين درمورد رونق گيشهها در سال 87 گفت: متاسفانه با توجه به فيلمهاي حاضر در جشنواره بيست و ششم فيلم فجر، وضعيت اكران در سال آينده كمي نگران كننده است و فيلمها با وجود خوب و ارزشمند بودن، نميتوانند مخاطب عام را به سوي خود جلب كنند اما اميدواريم با رسيدن بعضي فيلمها كه در جشنواره نبودند و شنيدهايم براي مخاطبان فيلمهاي جذابي هستند، سال آينده گيشه نسبتا پررونقي داشته باشيم.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
خبر دوم:
اكران عمومي «به همين سادگي» در عيد نوروز قطعي شد
فیلم و سینما - فيلم سينماي "به همين سادگي" بهكارگرداني رضا ميركريمي برگزيدهي جشنوارهي فيلم فجر عيد نوروز اكران عمومي ميشود. غلامرضا فرجي مدير پخش و مدير مركز خدمات سينمايي حوزه هنري با اعلام اين مطلب گفت: قبل از برپايي جشنواره فيلم فجر با كارگردان فيلم نشستي داشتيم كه براي زمان اكران فيلم در نوروز به قطعيت رسيديم و در نشست ديگري دربارهي گروه سينمايي بحث خواهيم كرد.
وي ادامه داد: با روندي كه فيلم در جشنواره فيلم فجر داشت، قطعا اول سال 87 زمان مناسبي براي اكران اين فيلم است و قطعا اين فيلم كه تجربه جديدي است و فضاي جديدي را در فيلمسازي ايجاد كرده با استقبال همراه خواهد شد.
"به همين سادگي" با بازي هنگامه قاضياني، مهران كاشاني و نيره فراهاني در جشنواره بيست و ششم به عنوان بهترين فيلم شناخته شد و سيمرغهاي بهترين بازيگري، بهترين فيلمنامه را دريافت كرد.
در خلاصه داستان "بههمين سادگي" آمده است: «فردا براي امير روز مهمي است. او در يک مسابقه بينالمللي معماري شرکت کرده و بايد در رقابت با شرکتهاي خارجي موفق شود. همسر او طاهره به دنبال آن است که محيط آرامي در خانه برايش ايجاد کند،اما به خاطر سفر دخترشان و مجلس عروسي که در همسايگي آنها در جريان است طاهره با مشکلات زيادي روبرو ميشود.»
ميركريمي گفته است: «عدهاي تصور ميكنند مخاطب اصلي "به همين سادگي" خانمها هستند اما من شدت به آقايان توصيه ميكنم اين فيلم را ببينند، چرا كه پيام اصلي فيلم متعلق و مربوط به آقايان است.»
گفتني است: اين فيلم با سرمايهگذاري مشترک ميرکريمي و سازمان توسعه سينمايي سوره حوزه هنري تهيه ميشود.
منبع خبر: سینمای ما
خبر سوم:
شريفينيا: «سلطان» در جشنواره وارش شركت ميكند
فيلم و سينما - تهيهكننده فيلم مستند «سلطان»(مجيد توكلي) درباره زندگي علي پروين از حضور اين فيلم در جشنواره فيلم وارش خبر داد.
محمدرضا شريفينيا تهيهكننده فيلم «سلطان» با تائيد مطلب فوق گفت: فيلم «سلطان» با توجه به علاقه ما به جشنواره فيلم فجر نرسيد و نسخه آمادهتري نسبت به گذشته به جشنواره فيلم وارش ارسال شد كه در بخش مسابقه اين جشنواره حضور خواهد داشت.
شريفينيا همچنين ادامه داد: با توجه به اين،اولين نمايش فيلم سلطان در جشنواره فيلم وارش كه در مازندران برگزار ميشود، خواهد بود تا بعد از جشنواره تصميم جديتري نسبت به ادامه كار يا نمايش فيلم بگيريم.
وي همچنين درباره هدف از ساخت اين فيلم در ادامه، گفت:در ابتدا هدف من و مجيد توكلي به عنوان كارگردان فيلم، از ساخت اين فيلم اين بود كه در ورزش كشور ما شخصيتهايي هستند كه ميتوان زندگيشان را در ابعاد مختلف به تصوير كشيد.
بر اين اساس محبوبيتي كه علي پروين در اين عرصه داشت، براي ما حائز اهميت بود و در طول جريان ساخت اين فيلم نيز به اين اهداف دقت داشتيم تا فيلمي در شان و جايگاه علي پروين بسازيم.
وي در پايان درباره محتواي فيلم سلطان گفت: اين فيلم شايد به گونهاي نگاه شخصي به اين زاويه از زندگي علي پروين است. پروين شخصيت فوقالعاده جذابي دارد و شايد در فيلم گوشهاي از رفتارها و زندگي جالب او را ببينيد.
شريفي نيا در پايان گفت: ما از چهار منظر به زندگي علي پروين نگاه كرديم.پروين و فوتبال،پروين و خانواده،پروين و مردم،پروين و اعتقادات مذهبي.
عوامل سازنده فيلم «سلطان» عبارتند از:
كارگردان:مجيد توكلي،مشاور كارگردان:محمدزمان وفاجويي، مشاور فيلم:امير قادري،تدوين:روزبه سجادي،گرافيك:احمدرضا شجاعي،عكس:عباس كوثري،حميد هراثي، تصوير بردار:محمود جوانشير و امير تبريزي،مشاور رسانهاي:مهدي محمدي.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
خبر چهارم:
"همیشه پای یک زن" پروانه نمایش عمومی ندارد
فيلم و سينما - فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" به کارگردانی کمال تبریزی هنوز پروانه نمایش عمومی نگرفته است.
محسن علیاکبری تهیهکننده "همیشه پای یک زن در میان است" درباره اکران نوروزی این فیلم به خبرنگار مهر گفت: "ما هنوز پروانه نمایش نگرفته و برای اکران در عید نوروز قرارداد نبستهایم. چون به زودی برای گرفتن مجوز اقدام خواهیم کرد، بنابراین اکران نوروزی این فیلم قطعی نشده است."

"همیشه پای یک زن در میان است" بر اساس مجموعه داستانهایی از سیدمهدی شجاعی توسط رضا مقصودی به نگارش درآمده و نغمه ثمینی همراه با کمال تبریزی آن را بازنویسی کردهاند. مهران مدیری، رضا کیانیان، گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، آهو خردمند و ... بازیگران اصلی این فیلم هستند.
فیلم سینمایی "همیشه پای یک زن در میان است" در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر به عنوان فیلم برگزیده تماشاگران انتخاب شد. کمال تبریزی هم اکنون فیلم "پاداش" را به تهیهکنندگی مهدی کریمی در دست ساخت دارد.
منبع خبر: خبرگزاري مهر
منتقد:
پس از پايان جشنواره و نارضايتي ها و مشكلات پيش آمده به دليل عدم برنامه ريزي درست، با گذشت چند روز از اتمام كار جشنواره، خبر تاسف بر انگيز و نااميد كننده « ورود CD و DVD هاي قاچاق فيلم سنتوري» به بازار باعث شگفتي و ناراحتي بسياري از سينما دوستان شد.
اين در حالي است كه طي چند ماه گذشته نيروي انتظامي و معاونت سينمايي وزارت ارشاد طي طرح گسترده ايي اقدام به مبارزه با انتشار غير مجاز فيلم ها و بازداشت توزيع كنندگان اين قبيل محصولات كردند و به حق تا حدود زيادي در اين امر موفق بودند.
اما صد حيف كه با ورود سي دي هاي قاچاق اين فيلم (سنتوري) به بازار تمامي اين تلاش ها زير سوال رفت!!!
بلايي كه به سر فيلم استاد مهرجويي، پير كهنه كار سينماي ايران، آمد مشابه فيلم مارمولك ساخته كمال تبريزي بود اما با يك تفاوت عمده و آن اينكه مارمولك بعد از چند روز اكران عمومي توقيف شد و حداقل بخشي از هزينه فيلم جبران شد اما سنتوري هنوز اكران نشده اين بلا گريبان گير آن شد.
سوالي كه بايد پرسيد اين است كه آيا ارزش آن را داشت كه بخشي از سرمايه فرهنگي اين مملكت كه براي ساخت اين فيلم و فيلم هايي از اين دست مصرف شده، به دليل پاره ايي سياسي كاري ها و جانب داري ها، بدون بازگشت به هدر برود و باعث دلسردي توليد كنندگان از توليد فيلم هايي با كيفيت كه باعث پيشرفت سينماي ايران و جلب بينندگان به سينما و كمك به اقتصاد بيمار اين سينما شود؟
به هر جهت اين فيلم هم به صورت قاچاق وارد بازار شد و بعيد است بتوان از توزيع گسترده آن د ر سراسر كشور جلوگيري كرد. پس بايد اميد به ديدن اين فيلم بر پرده سينما، همچون باقي فيلم هايي كه دچار اين معضل شده اند، را از فكر بيرون كرد.
با اميد به خروج سينماي ايران از سلطه سياست و اميد به جلوگيري از انتشار غير مجاز سنتوري.
نوشته شده توسط : منتقد
جشنواره بیست و ششم هم با تمام کمی ها و کاستی ها تمام شد، جشنواره بيست و ششم هم با تمام بي برنامه گي ها ، با تمام خون دل خوردن ها ، با تمام بليط نبودن ها ولي فروش در بازار سياه هاي داغ، تمام شد.
بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر را مي توان يك گام به عقب در روند برگزاري اين مراسم در ۲۶ دوره اخير دانست.
عدم توانايي مديران در برنامه ريزي درست، انجام مميزي شديد در ورود فيلم ها به جشنواره، توقيف فيلم ها، سانسور شديد فيلم ها، راه يابي فيلم هاي با كيفيت پايين به جشنواره و ... از نمونه هاي مشكلات جشنواره ۲۶ بود.
از معدود نكات مثبت جشنواره اقدام به پخش اينترنتي مراسم افتتاحيه و اختتاميه بود كه هرچند در مراسم افتتاحيه از ضعف هاي بسيار زيادي رنج مي برد، اما در پخش مراسم اختتاميه اين نقاط ضعف برطرف شده بود و به شكل مطلوبي اين مراسم از طريق اينترنت پخش شد و نزديك به ۹ هزار نفر اين مراسم را مشاهده كردند.
همانطور كه حتماً شما دوستان عزيز در جريان بوده ايد، امسال جشنواره در دو بخش سينماي بين الملل و سينماي ايران برگزار شد.
بخش بين الملل كه در ۵ روز اول دهه فجر برگزار شد به دليل عدم استقبال مردم و رسانه ها از اين بخش و به عبارتي حفظ قوا براي بخش دوم، معمولاً سينما ها خالي از جمعيت و يا با جمعيتي كم براي فيلم هاي معدودي كه مناسب ديدن بودند، مواجه مي شدند.
اما در بخش دوم كه فيلم هاي ايراني به نمايش در آمد، در بعضي موارد و بعضي اكران ها با جمعيتي بي سابقه كه براي ديدن فيلم ها در صف هاي بسيار طولاني منتظر مي ماندند مواجه بوديم.
در چنين سانس هايي كه مردم براي خريد بليط مراجعه كرده و ساعت ها در صف ايستاده بودند با جواب « بلیط موجود نیست » و « تمام بلیط ها پیش فروش شده » روبرو می شدند.
این در حالی بود که دلالان و فروشندگان بلیط در بازار سیاه بلیط ها را با قیمت های بیش از ۸ برابر قیمت اصلی بلیط ها به فروش می رساندند و این بلیط ها را در تعداد بسیار زیاد در دست داشتند که این امر نسبت به جشنواره های قبلی بی سابقه بود.
در بسیاری از سانس ها به دلیل عدم برنامه ریزی و مدیریت قوی فیلم ها طبق برنامه منتشر شده بخش نشد و باعث سردرگمی و نارضایتی مردم و مراجعه کنندگان شد.
سینما صحرا نیز که به عنوان سینمای رسانه ها و مطبو عات در نظر گرفته شده بود نیز از این امر مستثنا نبود و به دلیل عدم پخش به موقع فیلم ها و همچنين كيفيت بايين سينما صحرا هم از نظر كيفيت پخش تصوير و خصوصاً صدا و هم از نظر كيفيت خدمات ارائه شده در اين سينما موجب نبرضايتي بسياري از خبرنگاران، عكاسان و منتقدان سينمايي شد.
بحث در ضمينه بسيار طولاني و قابل تأمل است و در حوصله اين مبحث نمي گنجد ولي در مجموع جشنواره بيست و ششم فيلم فجر را هم از نظر كيفيت فيلم هاي راه يافته به جشنواره و هم از نظر كيفيت برگزاري، مي توان يكي از ضعيف ترين جشنواره هاي فجر در طول مدت۲۶ دوره آن دانست.
به اميد توفيق روز افزون براي سينماي ايران و خروج از سينماي دولتي.
نوشته شده توسط: منتقد
با عرض پوزش خدمت دوستان عزيز وبلاگ تا روز شنبه براي تجديد قوا جهت شروعي دوباره تعطيل خواهد بود.
با تشكر
مديريت وبلاگ فيلم و سينما
"به همين سادگي" رضا ميركريمي سيمرغ بلورين بهترين فيلم بخش مسابقهي سينماي ايران جشنوارهي بيست و ششم فيلم فجر را دريافت كرد.
فيلم "آواز گنجشكها" مجيد مجيدي با دريافت چهار سميرغ ركوردار جشنوارهي بيست و ششم فيلم فجر شد و فيلم "به همين سادگي" رضا ميركريمي با دريافت سه سيمرغ در رتبهي بعدي قرار گرفت.
در بخش بهترين کارگرداني سيمرغ بلورين به "مجيد مجيدي" براي کارگرداني فيلم "آواز گنجشکها" رسيد و ديپلم افتخار اين بخش به "خسرو معصومي" کارگردان فيلم "باد در علفزار مي پيچد" اختصاص يافت.
در بخش فيلمنامه نيز سيمرغ بلورين به "سيدرضا ميرکريمي" و "شادمهر راستين" براي فيلمنامه "به همين سادگي" اهدا شد.
"هنگامه قاضياني" بازيگر فيلم "به همين سادگي" و "امين حيايي" بازيگر فيلم "شب" به ترتيب سيمرغهاي بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن و مرد را به خود اختصاص دادند.
در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد همچنين يک ديپلم افتخار به " شهاب حسيني" بازيگر فيلم "محيا" اهدا شد.
سيمرغ ويژه هيات داوران براي يک عمر دستاورد فني و هنري به "عليرضا زرين دست" اهدا شد و "حسين جعفريان" براي فيلم "ديوار" سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري را به دست آورد.
در بخش تدوين سيمرغ بلورين به "حسن حسندوست" براي فيلم "آواز گنجشکها"،
در بخش موسيقيمتن سيمرغ بلورين به "حسينعليزاده" براي فيلم آواز گنجشکها،
در بخش بهترين صداي فيلم سيمرغ بلورين به "ايرج شهزادي" براي فيلم "آتش سبز" ،
در بخش طراحيصحنه و لباس سيمرغ بلورين به "ژيلا مهرجويي" و "شعله نوابتهراني" براي فيلم "آتش سبز" اهدا شد.
سيمرغ بلورين بهترين جلوههاي ويژه به "حسين طلابيگي" براي فيلم "پرچمهاي قلعه کاوه" اهدا شد و
"سعيد ملکان" سيمرغ بلورين بهترين چهرهپردازي را براي فيلم "آواز گنجشکها" دريافت کرد.
"مهتاب نصيرپور" براي بازي در فيلم "فرزند خاک" و "محسن طنابنده" براي بازي در فيلم "استشهادي براي خدا" به ترتيب سيمرغهاي بلورين بهترين بازيگر زن و مرد نقش مکمل را دريافت کردند.
در بخش بهترين فيلم از نگاه ملي (شرقي, ديني و ايراني) سيمرغ زرين به فيلم "فرزند خاک" به تهيهکنندگي سيد احمد ميرعلايي اهدا شد و پلاک طلايي سيمرغ از نگاه ملي به فيلم مستند "هفت رخ فرخ ايران" به تهيه کنندگي حسين حضرتي و فرزين رضائيان اختصاص يافت.
سيمرغ بلورين ويژه تماشاگران به فيلم هميشه "پاي يک زن در ميان است" به کارگرداني "کمال تبريزي" و تهيه کنندگي "محسن علي اکبري" اهدا شد.
همچنين لوح سپاس و پلاک طلايي سيمرغ از نگاه ملي را به کارگردان و تهيهکننده فيلم "آتش سبز" اهدا کرد.
فيلم "در ميان ابرها" به کارگرداني "سيد روح الله حجازي" عنوان بهترين فيلم اول جشنواره را به خود اختصاص داد و سيمرغ بلورين اين بخش را دريافت کرد.
در بخش بهترين فيلم کوتاه داستاني نيز دو ديپلم افتخار به "چاوش" ساخته "فرخ حنيفه نژاد زيبايي" و "در خانه ما" ساخته "مريم کشکولي نيا" اهدا شد و سيمرغ بلورين اين بخش به فيلم "بومرنگ" ساخته "داريوش غريب زاده" اختصاص يافت.
در بخش "چشم واقعيت" فيلم "ترانه اندوهگين کوهستان" به کارگرداني "حامد خسروي" سيمرغ بلورين بهترين مستند کوتاه را دريافت کرد و در اين بخش سه ديپلم افتخار به شرح ذيل اهدا شد:
ديپلم افتخار براي نگارش گفتار متن فيلم به "روز حادثه" ساخته "محمدعلي فارسي"، ديپلم افتخار براي پژوهش علمي و فرهنگي براي فيلم "روشنان" ساخته "محسن رمضان زاده"، ديپلم افتخار براي نوآوري و تجربه جديد و ترکيب خلاقانه مستند و پويانمايي براي فيلم "سيانوزه" ساخته "رخساره قائم مقامي".
در بخش مستندهاي بلند نيز سيمرغ بلورين به فيلم "تينار" بهکارگرداني "مهدي منيري" اهدا شد و ديپلم افتخار به فيلم "هفت رخ فرخ ايران" به کارگرداني "فرزين رضائيان" براي تهيه فيلمي موثر از فرهنگ و تاريخ غني ايران اختصاص يافت.
گفتني است: اين مراسم كه از ساعاتي قبل با اجراي محمد شهيديفر و با حضور مسئولان و هنرمندان در تالار وزارت كشور در حال برگزاري است و گزارش كامل برنامه متعاقبا ارسال ميشود.
فردا؛ آغاز اكران 6 فيلم جديد بعد از پايان جشنواره
فیلم و سینما - شش فيلم ايراني رانندهتاكسي، مادرزن سلام، ملودي، مصائب دوشيزه، اين ترانه عاشقانه نيست و زاگرس بعد از پايان بيست وششمين جشنواره فيلم فجر روانه اكران ميشوند.
«محمدرضا صابري» سخنگوي شوراي صنفي نمايش اظهار داشت: اين پنج فيلم قرار است از صبح سهشنبه 23 بهمن راهي اكران عمومي شوند و در آئيننامه شوراي صنفي به دليل پايان جشنواره در روز دوشنبه 22 بهمن، مقرر شد استثنائا دور جديد اكران به جاي چهارشنبه 24 بهمن از سهشنبه 23 بهمن آغاز شود.
به گفته وي؛ اكران فيلم «ملودي»(جهانگير جهانگيري) از فردا در سينماهاي گروه عصرجديد (به جز عصر جديد يك كه غيرمنتظره را اكران ميكند) آغاز ميشود و از 30 بهمن، اين سينما نيز به سينماهاي نمايشدهنده اين فيلم اضافه خواهد شد ضمن اين كه در اين مدت، «ملودي» در عصر جديد 2 اكران ميشود.
بنا براين گزارش، فيلم «زاگرس» قرار است بعد از جشنواره در گروه استقلال اكران شود.
«زاگرس»(محمدعلي نجفي) روايت فراز و فرودهاي كاري، بومي و عاطفي گروهي از مهندسين سدسازي است و قصهي دور و نزديك شدنهاي مهندس كيهاني (رضا كيانيان) و همسر سابقش هنگامه زندي (مريلا زارعي) را در كنار موجي از دغدغههاي حرفهاي در پروژه ساخت سد كارون 3 به تصوير ميكشد.
علي نصيريان، رضا كيانيان، مريلا زارعي، ژاله علو، بابك حميديان، كيهان ملكي، رعنا آزاديور و قاسم زارع در «زاگرس» به ايفاي نقش پرداختهاند.
همچنين فيلم «راننده تاكسي» قرار است در گروه سينمايي پرمخاطب «آفريقا»، پس از «توفيق اجباري» آغاز شود.
فيلم «راننده تاكسي»(مهدي صباغزاده) و به تهيهكنندگي رسانه فيلمسازان، درباره يك راننده تاكسي است كه با مسافري به نام جنيفر آشنا ميشود. اين آشنائي مسير تازه و شيريني در زندگي او ايجاد ميكند و ...
حبيب اسماعيلي ، لاله اسكندري ، هيلدا رنجبران ، محمد رضا داودنژاد ، مهري وداديان ، مهدي صباغي ، محمود بهرامي ، لادن سليماني، ايليا شهيديفر و ثريا قاسمي در «راننده تاكسي» بازي كردهاند.
اما فيلم «ملودي» در آخرين برنامه اكران سال 86، درگروه «عصر جديد» به نمايش عمومي درميآيد.
اين فيلم به كارگرداني «جهانگير جهانگيري» مضموني اجتماعي-ملودرام دارد و به تقابل بين دو نسل ميپردازد و بازيگراني چون ايرج نوذري، شهرام حقيقتدوست، لادن طباطبايي، ثريا قاسمي، محمد شيري، رضا كرم رضايي، مهدي امينيخواه، محبوبه بيات و ... در آن ايفاي نقش ميكنند.
داستان اين فيلم تقابل بين دو نسل را به تصوير مي كشد. نسلي با حفظ معيارها و اعتقادات اجداد و پدران ما در مقابله با پيشرفت تكنولوژي در عصر كامپيوتر و مدرنيسم. در حقيقت آنچه كه امروزه جوانان با آن درگير هستند.
«مادر زن سلام» تازهترين فيلم «خسرو ملكان» نيز كه در گروه «قدس» اكران ميشود، داستان دختر يك مرد سنتي است كه پس از ازدواج زندگي زناشويي ناموفقي دارد. پدرش كه از اين موضوع آگاه است تصميم مي گيرد براي ازدواج دو دختر ديگرش شرايطي قائل شود. به همين منظور شرايط خود را به صورت يك بخش نامه بر روي كاغذ مي آورد و از خواستگارها ميخواهد طبق مفاد مندرج شده، پا پيش بگذارند!
فتحعلي اويسي، فرزانه كابلي، مريم اميرجلالي، محسن قاضي مرادي ، كتايون اويسي، نفيسه روشن و سميرا گودرزي در اين فيلم بازي كردهاند.
ديگر فيلم اكران، «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) به تهيهكنندگي «سيدغلامرضا موسوي» است كه به صورت آزاد و با سرگروهي سينما فرهنگ اكران ميشود.
اين فيلم با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحياست كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازهاي ميكشاند.
آخرين فيلم اكران جديد سينماها نيز فيلم «اين ترانه عاشقانه نيست»(رحمان رضايي) است كه قرار است به صورت آزاد در به سرگروهي سينما سپيده اكران شود.
«اين ترانه عاشقانه نيست» داستان زن و مرد جواني است كه در كلينيك درمان سرطان با يكديگر آشنا ميشوند. آنها كه درصدد برآورده كردن آرزوهاي يكديگرند ناخواسته درگير ماجراهايي ميشوند و ...
رحمان رضايي، كارگردان، نويسنده و تهيهكننده اين اثر است و ميترا حجار، ايرج نوذري، جمشيد مشايخي، سياوش طهمورث، داريوش اسدزاده و عليرضا اشكان از جمله بازيگران آن هستند.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
نتایج آرای مردمی بخش فیلم برگزیده تماشاگران اعلام شد
فيلم و سينما - به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، فیلمهای "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی با ۸۶/۷۳ درصد آرا ، "آواز گنجشک ها" ساخته مجید مجیدی با ۶۷ درصد آرا ، "کنعان" ساخته مانی حقیقی با ۱۶/۶۲درصد آرا ، "به همین سادگی" ساخته سید رضا میرکریمی با ۹۰/۵۱ درصد آرا ، "دیوار" ساخته محمدعلی طالبی با ۰۴/۴۹درصد آرا , "استشهادی برای خدا" با ۴۱/۴۸درصد آرا , "باد در علفزار می پیچد" ساخته خسرو معصومی با ۰۸/۴۸درصد آرا، "حس پنهان" ساخته مصطفی رزاق کریمی ۰۴/۴۸درصد , "فرزند خاک" ساخته محمد علی آهنگر با ۳۷/۴۵ درصد آرا و انعکاس ساخته رضا کریمی با ۸۴/۴۲درصد آرا فیلم های برگزیده مردمی جشنواره تا ساعت ۲۱ روز شنبه بیستم بهمن ماه جاری هستند.
منبع خبر:سايت رسمي جشنواره فجر
فيلم و سينما ؛ منتقد: بعد از اعلام اسامی نامزدهای دریافت سیمرغ، جاي تعجب و علامت سوال هاي بسياري باقي مي ماند.هرچند اين سوالات از زمان اعلام اسامي فيلم هاي شركت كننده در جشنواره و در طي جشنواره نيز وجود داشته كه مثلاً چرا فيلم هايي مانند «صد سال به اين سالها»، «خاك آشنا»، «دايره زنگي»، «آتشكار»، «پوست موز» و... از ورود به جشنواره فيلم فجر باز ماندند اما فيلمي همچون «آن مرد آمد» و يا فيلم هايي از اين دست كه نه تنها چيزي براي گفتن ندارند بلكه ضعف هاي فراواني در تصوير برداري، بازي بازیگران، فیلمنامه و... در آنها به وفور يافت مي شود، هم وارد جشنواره شده اند و هم در بخش مسابقه سوداي سيمرغ شركت داده مي شوند!!!
اين علامت سوال ها تمامي ندارد و حتی در ليست نامزد هاي سيمرغ نیز خود را بيشتر به رخ بيننده مي كشند. به طور مثال:
در بخش بهترين فيلم جشنواره كه فيلم هاي آواز گنجشك ها (مجيد مجيدي)، به همين سادگي (رضا مير كريمي) و باد در علفزار مي پيچد (خسرو معصومي) شركت دارند، با ورود فيلم نچندان جالب معصومي به اين فهرست كه حتي در سه گانه او نيز بهترين فيلم نيست، سوالات و شايعات فراواني را به وجود آورده است و عدم حضور فيلم هايي همچون «هميشه پاي يك زن در ميان است» و مواردي از اين دست به اين سوالات دامن بيشتري مي زند.
در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن كه «الناز شاکردوست» با "باد در علفزار میپیچد"، «گلشیفته فراهانی» با "دیوار" و "همیشه پای یک زن در میان است" و «هنگامه قاضیانی» با "به همین سادگی"حضور دارند.
در اين فهرست تنها مي توان هنگامه قاضيان را به حق لايق دانست كه براي بازي در اين نقش با آن ته لهجه آذري خود بسيار زحمت كشيده است. از نقات ضعف و بسيار متعجب كننده اين ليست الناز شاكردوست است كه در اين فيلم به جز پياده روي هاي طولاني در برف در جنگل هاي شمال هيچ تلاشي براي ايفاي نقش خود نكرده و حتي زحمتی هم براي گرفتن ته لهجه در اين فيلم هم انجام نداده است.
گلشيفته فراهاني هم كه اين روز ها به دليل بازي هاي درخشاني كه در چند فيلم اخير خود خصوصاً « میم مثل مادر» از خود نشان داده به عنوان يكي از محبوبترين بازيگران زن جوان سينماي ايران مطرح است اما متاسفانه هنوز نتوانسته از سبك بازي خود در اين فيلم ها خارج شود و بازي او در هر دو فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» و «ديوار» بيننده را به ياد بازي او در نقش هاي قبليش مي اندازد.
عدم حضور بازيگراني چون ترانه عليدوستي كه بازی بسيار متفاوت با نقش هاي قبلي خود در «كنعان» ارائه داده و همچنين مهتاب كرامتي براي بازيش در «حس پنهان» و «آتش سبز» جاي سوال را باقي مي گذارد.
كنكاش بيشتر در اين فهرست جز ناراحتي و پي بردن به اين مطلب كه سينماي ما همچنان زير سلطه سياست ماست چيز ديگري در پي نخواهد داشت.
به اميد سينمايي جداي از سياست.
نوشته شده توسط : منتقد
فیلم و سینما - نامزدهای دریافت سیمرغ نگاه اول – نخستین فیلم بلند فیلمساز و فیلم های کوتاه در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر معرفی شدند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر , نامزدهای این دو بخش به شرح ذیل اعلام شده است :
نامزدهای بهترین فیلم اول :
"در میان ابرها" به کارگردان (سید روح الله حجازی)
"حس پنهان" به کارگردانی (مصطفی رزاق کریمی)
"تنها دو بار زندگی میکنیم" به کارگردانی (بهنام بهزادی بروجنی)
نامزدهای بهترین فیلم کوتاه:
"بومرنگ" به کارگردانی (داریوش غریبزاده)
"چاووش" به کارگردانی (فرخ حنیفهنژاد زیبایی)
" در خانه ما" به کارگردانی (مریم کشکولینیا)
یدالله صمدی , مسعود فراستی , محمد رضا شرف الدین , محمدرضا مختاری و بیژن میرباقری داوران بخش نگاه اول و فیلم های کوتاه جشنواره بودند.
منبع خبر: سایت رسمی جشنواره
نامزدهاي بخش مسابقه جشنواره بيستوششم فيلمفجر معرفي شدند
فیلم و سینما - نامزدهاي دريافت سيمرغ بخش سوداي سيمرغ- مسابقه سينماي ايران در بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر اعلام شد. به گزارش سینمای ما به نقل از روابط عمومي جشنواره، نامزدهاي بخش هاي مختلف جشنواره امسال به شرح زير اعلام شد:
نامزدهاي جايزه ويژه سينماي ايران به نگاه ملي :
آتش سبز
آواز گنجشكها
به همين سادگي
فرزند خاك
هامون و دريا
نامزدهاي بهترين فيلم:
آواز گنجشكها، به تهيه كنندگي (مجيد مجيدي)
باد در علفزار ميپيچد، به تهيه كنندگي (فتحاله جعفري جوزاني)
به همين سادگي، به تهيه كنندگي (سيدرضا ميركريمي)
نامزدهاي بهترين كارگرداني:
محمدعلي طالبي براي كارگرداني فيلم (ديوار)
مجيد مجيدي براي كارگرداني فيلم (آواز گنجشكها)
خسرو معصومي براي كارگرداني فيلم (باد در علفزار ميپيچد)
سيدرضا ميركريمي براي كارگرداني فيلم (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين فيلمنامه:
عليرضا اميني و محسن طنابنده براي فيلمنامه (استشهادي براي خدا)
غلامرضا رمضاني براي فيلمنامه (سبز كوچك)
مجيد مجيدي و مهران كاشاني براي فيلمنامه (آواز گنجشكها)
خسرو معصومي براي فيلمنامه (باد در علفزار ميپيچد)
سيدرضا ميركريمي و شادمهر راستين براي فيلمنامه (به همين سادگي)
نامزدهاي بهترين بازيگر نقش اول زن:
الناز شاكردوست برا