تبليغاتX
فیلم و سینما

فیلم و سینما


از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و...
از کرخه تا راین، سینما پارادیزو، زیر پوست شهر و...


فيلم و سينما - چلچراغ از ده نفر درباره فیلمهایی که برسر آن گریه کرده اند نظرسنجی کرده :ایرج کریمی گفته سر فیلم گریه دار ایرانی بیشتر خنده ام می گیرد! نغمه ثمینی نیز گفته دردوران کودکی از اول تا آخر پرنده کوچک خوشبختی همچنان گریه می کرده ووقتی بزرگتر شده سر صحنه ای از فیلم زیر پوست شهر گریه کرده!مینو فرشچی سر فیلم بادبادک باز واجاره نشینها !گریه اش گرفته ومحمد علی ابطحی سر فیلم گلهای داوودی صدر عاملی خیلی گریه کرده است!علیرضا خمسه سر فیلم سینما پارادیزو وتهمینه میلانی سر فیلم از کرخه تاراین!چیستا یثربی هم سر فیلم بچه های آسمان ُآن صحنه که پسر پاهایش را وارد حوض می کند و ماهی ها دورش جمع می شوند با دخترش !خیلی گریه کرده اند.
منبع خبر : سينماي ما
نوشته شده توسط منتقد در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 20:6 | موضوع: اخبار فیلم و سینما در ایران
خبر اول:

تام کروز باز هم عملیات غیر ممکن انجام می‌دهد

فيلم و سينما - تام كروز، ستاره هاليوودی در چهارمين قسمت از فيلم پرطرفدار «عمليات غيرممكن» هم حضور خواهد يافت.
مجموعه فيلم سه قسمتي «عمليات غيرممكن» كه يكي از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي تاريخ هاليوود نام گرفته است، با حضور دوباره تام كروز، چهارمين قسمت خود را نيز به روي پرده خواهد برد.
به گزارش خبرگزاري شين‌هوا، قسمت اول «عمليات غيرممكن» در سال 1996 ساخته شد و كروز نقش سربازرس اتان هانت را در آن بازي كرد.
فروش جهاني قسمت اول اين فيلم به 467 ميليون دلار رسيد. قسمت چهارم «عمليات غيرممكن» را استوديو فيلم‌سازي «پارامونت پيكچرز» خواهد ساخت.

تام کروز در «ماموریت غیرممکن 3»


خبر دوم:

جديدترين فيلم آلمادوار مقابل دوربين مي‌رود

جديدترين فيلم پدرو آلمادوار خالق آثاري چون «بازگشت» و «همه چيز درباره مادرم» با عنوان «حصار شكسته» از 26 مي (6 خرداد) در شهر مادريد مقابل دوربين مي‌رود. شركت فيلم‌سازي يونيورسال پيكچر و «فيوچرز فوكوس» تهيه فيلم اخير آلمادوار را عهده‌دار شده‌اند و پنه لوپه كروز بازيگر تقريبا ثابت آثار اين كارگردان اسپانيايي در «حصار شكسته» نيز به نقش‌آفريني مي‌پردازد. شركت فيلم‌سازي فوكوس كه پخش اغلب آثار سينمايي در كشور اسپانيا را برعهده دارد با همكاري شركت «ال دسيو» سعي دارند با بازاريابي فعال مقدمات اكران گسترده بين‌المللي «حصار شكسته» را فراهم كنند.
اين پروژه نخستين همكاري شركت يونيورسال در توليد آثار آلمادوار است.


خبر سوم:

 

اعلام همبازي‌هاي «جيم كري» در كمدي «فيليپ موريس»

با پيوستن رودريگو سانتورو به فهرست بازيگراني چون جيم كري كمدي «دوستت دارم، فيليپ موريس» به زودي مقابل دوربين مي‌رود. سانتورو بازيگر برزيلي آثاري چون «300» نقش مقابل جيم‌كري را در اين كمدي سياه ايفا خواهد كرد. «دوستت دارم، فيليپ موريس» به كارگرداني «گلن فيكارا» و «جان ركوا» آماده نمايش مي‌شود، اين دو قبل از اين فيلم‌نامه «بابا نوئل بد» را به نگارش درآورده‌اند. «جيم كري» در اين كمدي نقش پدري را ايفا مي‌كند كه دستگير شده و رواني زندان مي‌شود .او در آن‌جا با هم‌سلولي‌اش نقشه فرار طرح كرده و تلاش مي‌كند به اتفاق او از زندان فرار مي‌كند. فیلمنامه این فیلم کمدی براساس كتابي از «استوير مك ويكر توسط كارگردانان پروژه نوشته شده است.لسلي من در نقش همسر شخصيت پرو تاگونيست (پيش‌برنده داستان) ظاهر مي‌شود و جود آپاتوو تهيه‌كنندگي اين كمدي را برعهده خواهد داشت.


خبر چهارم:

 

با انصراف خاوير باردم، ساخت «هشت‌ ونيم» فدريكو فليني به تعويق افتاد 

بازسازی فيلم «هشت‌ونيم» فدريكو فليني كه قرار بود با عنوان «نه» و با حضور خاوير باردم بازيگر اسكاري «پيرمردها سرزميني ندارند» توسط راب مارشال خالق آثاري چون «شيكاگو» ساخته شود با انصراف اين بازيگر اسپانيايي به تعويق افتاد. بنا به اعلام ورايتي؛ باردم فيلم‌نامه‌ي «نه» و نقش‌اش در اين فيلم را بسيار دوست داشته است. اما به خاطر پركاري در چندسال اخير به مدت يك‌سال به خودش استراحت داده است.
از جمله بازيگران مطرح فيلم جديد مارشال مي‌توان به پنه لوپه كروز، ماريون كوتيلارد بازيگر اسكاري «زندگي با حس صورتي» و سوفيا لورن نام برد. نيكول كيدمن و جودي دنچ نيز در حال مذاكره با مسوولان شركت «ونيستين» (تهيه‌كننده فيلم) براي نقش‌آفرينان در موزيكال «نه» هستند.
فيلم «نه» درباره زندگي يك فيلم‌ساز است كه دچار بحران در روزمرگي‌اش شده و ارتباطش با همسر و دوستانش دچار خلل شده است.
فيلم جديد باردم با عنوان «ويكي كريستينا بارسلونا» (وودي آلن) در جشنواره فيلم كن نخستين اكران جهاني خود را تجربه خواهد كرد.


خبر پنجم:

 

نيكول كيدمن هم براي هاليوود فيلم تهيه مي‌كند

نيكول كيدمن پس از حضور در آثار بيوگرافيكي چون «ساعت‌ها» (در نقش ويرجينياولف)، اين‌بار با ايفاي نقش داستي اسپرينگ فيلد يك خواننده پاپ بريتانيايي به‌عنوان تهيه‌كننده نيز با كمپاني فيلم‌سازي فوكس 2000 همكاري خواهد داشت. فيلم‌نامه اين اثر سينمايي توسط مايكل گونينگهام خالق فيلم‌نامه‌ي «ساعت‌ها» به نگارش درخواهد آمد. بنا به اعلام ورايتي، تهيه فيلم اخير كيدمن با همكاري فوكس و بلوسوم فيلمنر انجام مي‌شود و پرساري به‌عنوان تهيه‌كننده اجرايي در اين پروژه همكاري خواهد داشت. داستان زندگي «داستي اسپرلينگ فيلد» به طور هم‌زمان توسط شركت يونيورسال نيز خريداري شد و قرار است با حضور كريستين چنووت مقابل دوربين برود. نسخه يونيورسال براي نمايش در تلويزيون تهيه مي‌شود و با نقش‌آفريني مادونا توسط جسيكا شارزر كارگرداني مي‌شود.
اسپرنيگ فيلد در اوايل دهه 1960 از فعاليت هنري دست كشيد و از سال 1995 از بيماران سرطان رنج ‌برد و سرانجام در سال 1999 از دنيا رفت.


خبر ششم:

 

بازيگران اصلي فيلم كمدي سام مندز مشخص شدند

در فيلم جديدسام  مندز خالق آثاري چون «زيبايي امريكايي» و «جاده رو به تباهي» با عنوان «فارلندرز» كه يك كمدي خانوادگي است و توسط شركت فيلم‌سازي «فوكوس فيوچرز» تهيه خواهد شد مگي گيلنهال، جان كراسينسكي و مايا رادولف بازی خواهند کرد. داستان فیلم زندگي يك زوج جوان را به تصوير مي‌كشد كه در يك سفر به دور آمريكا سعي دارند جاي مناسبي را براي بزرگ‌شدن فرزندشان بيابند.
فيلم‌نامه اين پروژه كمدي توسط ديوايگرز و همسرش وندلاويدا به نگارش درمي‌آيد و از اواخر هفته آينده منطقه كانتيكات مقابل دوربين مي‌رود.
گلينهال در آخرين نقش‌آفريني‌اش در فيلم «شواليه سياه» از محصولات «برادران وارنر» به روي پرده خواهد رفت.


خبر هفتم:

 

رمان برنده‌ي جايزه‌ي پوليتزر به سينما مي‌رود

رمان «زندگي كوتاه اما عجيب اسكار وائو» - برنده‌ي جايزه‌ي پوليتزر - به‌زودي فيلم مي‌شود. جونوت دياز - نويسنده‌ي اهل دومينيكن اين رمان پرفروش - اعلام كرد، اين كتاب برنده‌ي جايزه‌ي پوليتزر به روي پرده‌ي سينماها خواهد رفت. با اين حال، او از اين‌كه داستان رمان چگونه به تصوير كشيده خواهد شد، ابراز نگراني كرد وگفت که احتمال آ‌ن‌كه بازيگراني از كشورش در فيلم حضور يابند، كم است. او همچنين گفت: «پس از كسب جايزه‌ي پوليتزر براي اين رمان، بيش از قبل گوشه‌گير شده‌ام. كسب چنين جايزه‌اي مي‌تواند زندگي‌تان را به طرز قابل ‌توجهي تغيير دهد؛ بنابراين بيش‌تر محتاط شده‌ام.» اين نويسنده‌ي 39ساله افزود، قصد دارد كتاب ديگري بنويسد كه از رمان اولش كاملا متفاوت خواهد بود و شايد نگارش آن يك دهه به طول انجامد. 
به گفته او ترجمه‌ي اسپانيولي كتاب «زندگي كوتاه اما عجيب اسكار وائو» به‌زودي منتشر خواهد شد و در عين حال ابراز اميدواري كرد، در ترجمه، ماهيت خود را از دست ندهد. اين كتاب، داستاني تراژيك اما طنز درباره‌ي سياست‌ها، آرزوها و خشونت ميان دومينيكني‌هاي ساكن اين كشور و آمريكاست.

منبع اخبار: سينماي ما (سينماي جهان)

نوشته شده توسط منتقد در یکشنبه 15 اردیبهشت1387 ساعت 21:56 | موضوع: اخبار فیلم و سینما در جهان

«اسماعيل داورفر» درگذشت

فيلم و سينما - اسماعیل داورفر، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، روز شنبه 14 اردیبهشت در سن 76 سالگی پس از یک دوره بیماری طولانی در منزل خود درگذشت.

مرحوم داورفر سال 1311 در تهران به دنیا آمد و در 24 سالگی پا به عرصه تئاتر گذاشت. او بازی در سینما را سال 1348 با "گاو" داریوش مهرجویی آغاز کرد و سال بعد از آن در "آقای هالو" همین کارگردان حضور یافت. داورفر بیش از 15 فیلم سینمایی در کارنامه داشت.

آن مرحوم در نمایش‌های "بازرس"، "چشم‌اندازی از پل"، "کرگدن" و "مرگ در پائیز" و مجموعه‌های تلویزیونی همچون "سلطان صاحبقران"، "دایی جان ناپلئون"، "آینه"، "سایه همسایه"، "بازم مدرسم دیر شد"، "آژانس دوستی" و "آرایشگاه زیبا" هم ایفای نقش کرده بود.

از جمله فیلم‌های سینمایی زنده‌یاد داورفر می‌توان به "صادق کرده"، "غبارنشین‌ها"، "تاتوره"، "لنگرگاه"، "زیر بام‌های شهر"، "آقای بخشدار"، "عیالوار"، "مهریه بی بی"، "روزهای خوب زندگی"، "تحفه هند" و "تعطیلات تابستانی" اشاره کرد


مرحوم داورفر در نمایی از فیلم "روزهای خوب زندگی"

مديزيت وبلاگ فيلم و سينما درگذشت اين بازيگر ارزشمند را به جامعه سينما، هنرمندان و خانواده آن مرحوم تسليت عرض مي نمايد.
منبع خبر: خبرگزاري مهر
نوشته شده توسط منتقد در شنبه 14 اردیبهشت1387 ساعت 20:56 | موضوع: اخبار فیلم و سینما در ایران

با سلام به دوستان و همراهان عزیز
بعد از وقفه ایی طولانی که به دلیل مشغله کاری به وجود آمده بازهم، هرچند کمتر از گذشته، در خدمت شما هستم.

با تشکر فرآوان


پس از طي مراحل تدوين و فني؛

«ايرج قادري» با «پاتو زمين نذار» به اكران 87 مي‌پيوندد

فیلم و سینما - فيلم سينمايي «پاتو زمين نذار» ساخته ايرج قادري به‌زودي آماده تدوين مي‌شود و پس از طي مراحل فني براي نمايش عمومي آماده خواهد شد.

«حبيب اسماعيلي» تهيه‌كننده تازه‌ترين فيلم سينمايي «ايرج قادري» ضمن اعلام پايان فيلمبرداري اين كار گفت:زمان تدوين فيلم هنوز مشخص نيست و آقاي قادري مشغول ديدن راف‌كات‌ هستند تا تدوين را شروع كنيم.
وي با بيان اينكه آهنگساز و صداگذار كار نيز هنوز انتخاب نشده‌اند،اظهار داشت:براي اكران فيلم بايد همه جوانب را بسجيم،در هر حال ما قصد اكران عمومي فيلم را داريم كه پس از كسب پروانه نمايش با سينمادارها، وارد مذاكره خواهيم شد.
«قادري» تازه‌ترين فيلم سينمايي‌اش را براساس فيلمنامه‌اي از سيروس تسليمي نوشته است كه داستان مردي است كه از قدرت و وضعيت مالي خوبي برخوردار است اما اتفاقي باعث دگرگوني و تحول در زندگي او مي‌شود.
عوامل سازنده «پانو زمين نذار» عبارتند از:كارگردان: ايرج قادري،تهيه كننده و مجري طرح: حبيب اسماعيلي، مديرفيلمبرداري: حسين ملكي،فيلمنامه: سيروس تسليمي،صدابردار: جهانگير ميرشكاري،طراح گريم: مهين نويدي، طراح صحنه و لباس: شهريار كلهر،عكاس: محمد فوقاني،برنامه ريز و دستيار اول كارگردان: سوسن دين محمد، منشي صحنه: زهرا غلامي،تصويربرداري پشت صحنه: مهدي رضويان،دستيار دو كارگردان: مرتضي ناظري، دستيار سه كارگردان: حامد غلامپور،دستيار اول فيلمبردار: آپتين سهامي،دستيار دو فيلمبردار: حامد كرمي،
گروه فيلمبرداري: غلام طاهري- عطا قنبري- احمد عباسي- كاظم حسن زاده،مجري گريم: ساقي شاهمرادي- دانيال حقيقت شاد- علي جدي،دستيار صدا: مهدي ابراهيم زاده،دستياران صحنه و لباس: فرهاد پرناك- سعيد عباس قلي زاده- نوتاش لنگرودي،گروه تداركات: ايران احتشام- حسن ياوري- محمدرضا صفاري- سعيد يوسف پور
حمل و نقل: صفرعلي خسروآبادي- محمدحسن شبابي شاد- عباس خسروآبادي- شهرام اسلامي- يوسف نصيرپور- مهدي گرجي،سينه موبيل: علي رزاق پوراسكويي،بازيگران: ايرج قادري- شيلا خداداد- مهرانه مهين ترابي- مهدي سلوكي- ميرطاهر مظلومي- سحر ريحاني- حشمت آرميده- شهرام تيموريان- محمدرضا شكري- سعيد غفاري- فرخنده فرماني نژاد- علي رفيعي- علي گرجي- مهدي طهراني،جانشين توليد و روابط عمومي: هوشنگ حمزه‌اي، پخش: رسانه فيلمسازان.
«پاتو زمين نگذار» چهلمين فيلم بلند سينمايي «ايرج قادري» در مقام كارگرداني است. او در سال‌هاي بعد از پيروزي انقلاب فيلم‌هايي چون محاكمه، آكواريوم، چشمان سياه، سام و نرگس، شهرت، طوطيا،پنجه در خاك،نابخشوده، مي‌خواهم زنده بمانم، تاراج،برزخي‌ها و دادا را ساخته است.
همچنين، اين فيلم پس از «محاكمه» و «آكواريوم» سومين فيلمي است كه وي در سال‌هاي اخير و دوره فعاليت مجدد خود به عنوان بازيگر در آن ظاهر شده است و هفتادمين فعاليت بازيگري وي محسوب مي‌شود.

ایرج قادری

منبع خبر: خبرگزاری فارس


تازه‌ترين عكس ها از فيلم جديد «همايون اسعديان»؛

«10 رقمي» با جوادرضويان، بهاره رهنما و بهنوش بختياري آماده مي‌شود

فیلم و سینما - با پايان رسيدن مراحل فني «10رقمي»(همايون اسعديان)، اين فيلم با بازي جوادرضويان، بهاره رهنما و بهنوش بختياري براي نمايش عمومي آماده مي‌شود.

 با پايان رسيدن مراحل فني «10رقمي»، اين فيلم براي نمايش عمومي آماده مي‌شود.
بنا بر اين گزارش، اين فيلم، در مرحله ميكس و صداگذاري قرار دارد. سياوش كردجان كار تدوين فيلم را كه همزمان با فيلمبرداري شروع كرده بود، به اتمام رسانده و موسيقي متن اين فيلم را حميدرضا صدري مي‌سازد. 
«10رقمي» داستان «فيروز سيزده» دزد خرده‌پاي بدشانسي است كه ناخواسته درگير سرقت حرفه‌اي يك فرش نفيس مي‌شود، او در ميان عشق، وظيفه و پول، مجبور است يكي را انتخاب كند.
عوامل 10 رقمي عبارتند از:
نويسنده: عليرضا محمودي، تهيه‌كننده و كارگردان: همايون اسعديان، مدير فيلمبرداري: شهريار اسدي، صدابردار: داريوش صادق‌پور، طراح صحنه و لباس: مشكين مهرگان، مدير توليد: پيمان جعفري، طراح گريم: مهرداد ميركياني، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: مريم هژيروند، دستياران كارگردان: امين قوامي، علي عطار، منشي صحنه: نفيسه ذاكري، مدير تداركات: سهراب دادگستر، عكاس: مهدي دلخواسته، دستيار طراح صحنه و لباس: جهانگير ميرزاجاني، تدوين: سياوش كردجان، موسيقي: حميدرضا صدري، صداگذاري: استوديو بهمن، پخش: نمايشگران. 
سيد‌جواد رضويان، بهاره رهنما، بهنوش بختياري، رضا فيض ‌نوروزي، مهران رجبي، فريده سپاه‌ منصور، اصغر نقي‌زاده و احمد پورمخبر بازيگراني هستند كه در «10رقمي» حضور داشته‌اند.

جواد رضویان

جواد رضويان در سريال ده‌رقمي

بهاره رهنما

منبع خبر: خبرگزاری فارس

نوشته شده توسط منتقد در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 16:50 | موضوع: اخبار فیلم و سینما در ایران
آن ها تک تيراندازند، ما مسلسل چي

فيلم و سينما -  «مرد هزارچهره» جديدترين کار مهران مديري است که قرار است در ايام عيد از شبکه سوم سيما به تماشايش بنشينيم . او در اين سريال هم مثل چند تا کار آخرش ، اعضاي اصلي تيم هميشگي اش را حفظ کرده و اين بار هم آنها را با خود همراه کرده. همراهي اي که مخصوصا در بخش نويسندگي بيشتر به چشم مي آيد و مي شود گفت بخش بزرگي از موفقيت مديري به انسجام همين گروه برمي گردد که مديريت و سرپرستي اش را پيمان قاسم خاني بر عهده دارد.


راستش اين گفتگو از آن نوع گفتگوهاي بي گمان است ؛ آنهايي که بدون هيچ قول و قرار قبلي با طرف مقابل به تور هم مي خوريد و همين جوري گپ مي زنيد و حاصل اش براي هر دو نفرتان جذاب از کار درمي آيد. غير از کار جديد مديري ، درباره طنز نوشتن براي تلويزيون و قصه پرغصه نود شبي ها هم کلي حرف زده ايم . بخوانيد و ببينيد اين اتفاق افتاده يا نه.


ايده اصلي کار از کجا آمد و اصلا کار چه جوري شروع شد؟

وقتي اين کار را شبکه به گروه پيش نهاد کرد، طرح هاي مختلفي را فکر کرديم و بيش تر از بقيه به همين رسيديم و آن ها هم خيلي خوششان آمد. ويژگي اش اين بود که شبيه بقيه کارهايمان نبود. براي همين اين کار را انتخاب کرديم و با مهراب قاسم خاني و خشايار لوند و امير ژوله شروع کرديم به نوشتن.

تفاوتي که مي گويي کجا نمود پيدا مي کند؟

اساسا متفاوت است . يک داستان است و برخلاف کارهاي ديگرمان خيلي داخلي نيست که مجبور باشيم از فرمول کمدي هاي تلويزيوني آپارتماني پيروي کنيم . تعداد لوکيشن هايمان زياد است و هنرور هم زياد داريم . مثلا توي دادسرا سکانسي داريم که وقتي نوشتيم ، گفتيم خود مهران جمع و جورش مي کند. ولي اين اتفاق نيفتاد. وقتي سکانس را ديدم ، خيلي تعجب کردم . 150تا آدم تويش است و خيلي هم خوب اجرا شده . شيوه ساخت کار با کارهاي ديگر فرق دارد. اين تفاوت را ما در مرحله نوشتن ايجاد کرده ايم و مهران هم سنگ تمام گذاشته.

اسم سريال ، داستانش را لو نمي دهد؟

نه ، اسمش عوض مي شود. مثلا ممکن است بشود «بابا کجا بودي تا حالا؟». چون اين جمله چندين با تکرار مي شود.

اين همان تکيه کلامي است که بعد از ديدن سريال مي افتد توي دهان ملت؟

نه ، اصلا تکيه کلام نيست . اين همان جمله اي است که مهران - مسعود شصت چي - باهاش در موقعيت هاي مختلف گير مي افتد. آدم هاي مختلف بهش مي گويند: «بابا کجا بودي تا حالا؟» و با کس ديگري اشتباهش مي گيرند.

چي باعث مي شود در همچين موقعيت هايي قرار بگيرد؟

هيچي ، بيچاره بدشانس است . داستان از جايي شروع مي شود که در زمان حال در دادگاه دارند به جرم چندين عنوان کلاه برداري و جعل عنوان و چيزهاي ديگر محاکمه اش مي کنند و او دارد توضيح مي دهد که متهم هست ، ولي گناهکار نيست . اما هيچ کس باور نمي کند. بقيه داستان فلاش بک هايي است که در داستان اتفاق مي افتد و شصت چي دارد فکر مي کند که چه جوري ناخواسته در موقعيت هاي مختلف افتاده و ناچار شده نقش آدم هاي مختلف را بازي کند.

پس بخش زيادي از اين 15 قسمت در فلاش بک مي گذرد؟

بله ، فقط جاهايي برمي گردد دادگاه که زمان حالا را ببينم و استفاده هاي ديگري که معمولا از تکنيک فلاش بک مي شود. به خاطر موقعيت هاي مختلف تعداد زيادي بازيگري که مي بينيد به خاطر همين است . چون مسعود شصت چي به چندين موقعيت مختلف وارد مي شود و دوباره خارج مي شود.

اين تعدد موقعيت ها باعث نمي شود کار منقطع بشود و حس مخاطب از دست برود؟

نمي دانم ، تجربه جديدي است که تا حالا نمونه اش را نداشته ايم . ولي فکر نمي کنم . طبق آن چيزهايي که گرفته ايم و ديده ام ، به نظرم مي آيد که اتفاقا خيلي هم جذاب شده.

مي شود نتيجه گرفت اين کار مثل بقيه کارهايتان خيلي حالت نمايشي و پلاتو ندارد؟

آره ، اصلا. ضمنا خيلي هم بازيگر محور است. مهران هميشه علاقه دارد که در کارهاي خودش نقش هاي کوچک داشته باشد و بيش تر به کارگرداني اش برسد. منتهي در اين کار ما با چانه زدن زياد راضي اش کرديم نقش اصلي را قبول کند. حالا خودش خيلي راضي است . به نظرم اين بهترين بازي اش تا الان است.

کم پيش مي آيد يک گروه اين جوري با هم جور بشوند و کارهاي مختلف را با هم توليد کنند. منظورم بيش تر گروه هاي اصلي کار هستند يعني نويسنده ها، کارگردان ، تهيه کننده و بازيگران اصلي . اين اتفاق براي گروه شما چه جوري افتاده؟

اول اين که ما سليقه و نظر هم را پيدا کرده ايم و لازم نيست خيلي چيزها را براي هم توضيح بدهيم . خيلي چيزها برايمان کد شده . ما نويسنده ها مي دانيم که مهران چقدر توانايي دارد و چقدر خوب مي تواند بعضي جاها را در بياورد. همين طور مي دانيم بعضي چيزها را با اين شيوه کارگرداني فشرده شايد نشود خوب درآورد. ما کار مهران را دوست داريم ، او هم کار ما را. تهيه کننده ها هم آدم هاي بسيار نازنيني هستند که تا 500سال ديگر هم باهاشان قرارداد سفيد امضا مي کنيم.

درگروه نويسندگان هم از بين نويسنده هاي خيلي زياد به اين هسته 3نفره ت مهراب و خشايار و امير رسيده ايم . اگر سروش صحت و حميد برزگر هم بي کار باشند، دوست دارم آن ها هم در تيم باشند. قضيه اصلي ، شناخت سليقه هاي همديگر است و اين که با يک شکل به کار کمدي نگاه مي کنيم.

براي اين کار صحت و برزگر بي کار نبودند؟

نه. سروش خودش در اين کار بازي مي کند. اتفاقا بهش پيشنهاد کردم . ولي قرار بود وسط اين کار برود در يک تله فيلم ديگر هم بازي کند و برگردد. اين کار هم خيلي چسبيده و متصل بود. ديگر اين که سروش دارد کم کم کارگردان مي شود و از دست مي رود.

براي شما فيلم نامه نويس ها کارگرداني مساوي است با از دست رفتن؟

خب به هر حال کارگرداني پولش بيش تر است و از اين حرف ها و راحت تر هم هست.

اين را جلو مهران مديري هم مي گويي؟!

براي مديري اين جوري نيست . ولي کارگرداني براي من راحت تر است تا نوشتن.

بازيگري را هم که تجربه کرده اي؟

بله . يک بار. بازيگري که راحت ترين کار است.

خودت هم که چند بار براي کارگرداني دورخيز کرده اي.

بله ، ان شاءالله در سال جديد اين اتفاق مي افتد. هر سال مصاحبه کرده ام و گفته ام سال ديگر کارگرداني مي کنم و نکرده ام و براي بچه ها جوک شده.

مي خواهي فيلم تلويزيوني بسازي يا سريال؟

فيلم سينمايي.

بدون تجربه دست گرمي تلويزيون؟

من مجوز کارگرداني دارم و از نظر قانوني هيچ مشکلي براي کارگرداني ندارم.

منظورم جنبه هاي عرفي قضيه است. از موارد قانوني که بالاخره مي شود راحت گذشت.

منظورم اين بود که فيلم هاي کوتاهم مورد تاييد جمعي از کارگردان هاي موجه و کار بلد بوده . منتهي اين تنبلي ذاتي است که جلوم را مي گيرد.

پس مانع ماجرا بيروني نبوده؟

نه ، اتفاقا خيلي هم دروني بوده . وقتي نويسنده اي مي تواني صبح ها ديرتر از خواب بلند بشوي و نبايد اين نعمت را ناديده گرفت. ولي سال جديد حتما اين اتفاق مي افتد. حتي با آقاي گليان قراردادش را هم بسته ايم.

آن هم کمدي است؟ به نظرم خودت به ژانر کمدي خيلي علاقه نداري.

نه ، کي گفته؟ ولي کمدي اي که دوست دارم ، لزوما آن جنسي نيست که سال هاست دارم مي نويسم . خيلي وقت ها با تهيه کننده ها که صحبت کرده ايم گفته ام فيلمي که من بسازم لزوما پرفروش نيست.

مشابهش را مي تواني مثال بزني؟

فکر مي کنم به فضاي کارهاي وودي آلن نزديک باشد.

چرا اين تجربه را در کارهايي که تا حالا داشته اي پياده نکرده اي؟

آخر خيلي شخصي است . فکر نمي کنم ديگران خيلي بپسندند. خودم مي دانم مي خواهم چه کار کنم و ته دلم داستانش را دوست دارم . ولي خيلي مطمئن نيستم چيز جذابي از کار دربيايد. چون متفاوت است . فقط اميدوارم فيلم نامه هاي خوبي به پستم نخورد که مجبور بشوم بروم آن ها را بنويسم . کارگردان هايي هستند که سال هاست دغدغه دارم باهاشان کار کنم . اميدوارم بهم پيشنهاد نکنند. اگر اين اتفاق نيفتد، آن قطعي است.

ولي من فکر مي کنم ما به نويسنده خوب و حرفه اي خيلي بيش تر احتياج داريم تا يک کارگردان متوسط.

ولي اين کار من اصلا معني اش اين نيست که من اگر يک فيلم بسازم ، از الان فقط يک کارگردان خواهم بود. نه ، من فيلم نامه نويس هستم و فيلمنامه نويس هم مي مانم . بعدش برمي گردم سرکار خودم . اين را براي تهيه کننده ها مي گويم که اگر فيلم ساختم ، لطفا بعدش لطفا فيلم نامه هم پيش نهاد بدهند!

برگرديم سرکار. چرا بين «باغ مظفر» و اين کار اين همه فاصله افتاد؟ مشکل درون گروهي بود يا تلويزيون تمايلي نداشت؟

گويا پيش نهادي نبود. اگر قرار بود نود شبي بسازيم که باکس نود شبي اش با «چارخونه » پر بود. من خودم درگير کارهاي ديگر بودم و مهران هم اين وسط 2تا فيلم سينمايي بازي کرد.

حتي اگر نشود گفت عنوان «سرپرست نويسندگان » ابداع شما است ، ولي مطمئنا با کارهاي شما جا افتاد. پس بد نيست يک تعريفي از اين عنوان داشته باشي.

از همان اول کار، من بيش تر از همه چيز روي طراحي کار مي کنم.

چرا به طراحي قصه و ساختار کار بيش تر علاقه داري تا مثلا ديالوگ نويسي و کارهاي ديگر؟

بقيه را هم دوست دارم و يک زمان هايي واقعا از نوشتن لذت مي برم . حتي اگر احساس کنم لازم است ، سکانس هم مي نويسم . اين جوري نيست که به چيزي دست نزنم . جاهايي که فکر مي کنم نوشتنش راه دست خودم است ، حتما به بچه ها کمک مي کنم . با اين حال کار اصلي ام طراحي است . ولي با توجه به اين که خوب با بچه ها همديگر را شناخته ايم و من نظراتشان را قبول دارم ، کاملا با هم مي رويم جلو. مثلا براي اين کار 4 3طرح پيشنهاد شد و اين يکي پيش نهاد من بود. امير ژوله هم طرح خوبي داشت . تا آخرين لحظه دودل بوديم کدام را کار کنيم . تا اين که در نهايت به اين رسيديم . بله ، قسمت عمده کارم طراحي و هماهنگي ماجراها است.

کار بچه ها را مي خوانم و مثلا بهشان مي گويم قسمتي که خشايار نوشته مطابق چيزي نيست که در قسمتي که مهراب نوشته ، ديده ايم .من بايد در جريان همه چيز باشم و همه چيز را به هم وصل کنم . يک چيزهايي را در يک قسمتي مي کاريم که بايد در قسمت خشايار 15روز بعد مي نويسد، بايد برداشت کنيم . اين وظيفه من است که با اشرافي که از بالا به ماجرا دارم ، همه چيز را هماهنگ کنم . در اين مورد خاص که سريال است ، يک چيزهايي در داستان بايد به هم وصل بود و براي همين کمي وقت گيرتر شده.

رج هم مي زنيد؟

تا الان اين کار را نکرده ايم . حدود 11قسمت نوشته ايم که حدود 8قسمتش تصويربرداري شده . به هرحال نرسيده به عيد کار را تحويل مي دهيم.

بخش مهمي از جذابيت کارهايت با مديري ، به فيدبک کارتان ، مثلا در بخش تکيه کلام ها بر مي گردد. الان با توجه به اين که کار سريال است و روتين هم نيست ، اين جذابيت ها را کجا و چه جوري ايجاد مي کني؟

هيچ وقت روي اين چيزي که مي گويي حساب نکرده ايم . هيچ وقت نگفته ايم جمله اي درست مي کنيم که تبديل به تکيه کلام بشود. يک وقت هايي خودش پيش مي آيد. مثلا جمله «اين که مي گويي يعني چه » يک بار در برره به کار رفت و من فکر کردم چقدر جمله جالبي است . چون تهش به جاي علامت سوال ، نقطه داشت . بعد از آن هم چندبار استفاده کرديم و شد و جواب داد. اين تنها موردي است که برايش جا گذاشتم . توي اين کار هم به چيزي در اين مايه ها فکر نکرده ايم . ولي باز هم چيزهايي دارد که اين اتفاق بيفتد.

پس قلاب کار که بيننده را درگير کند و گير بيندازد کجاست؟

خود داستان . هميشه روي داستان حساب کرده ام . هيچ وقت نگفته ام حالا برويم توي کار در مي آيد. روي تک تک سکانس ها تا جايي که وقت داشته ايم ، کار کرده ام.

نويسنده هاي همکارت را چه طور انتخاب مي کني؟ مثلا تا آن جا که يادم مي آيد امير ژوله مطبوعاتي بود.

کارهاي ژوله را در «تماشاگران » خوانده بودم . يک بار رفته بودم مجله شان ، بهش گفتم بيا يک امتحاني بکن . راستش خيلي اميدوار نبودم . چون توي اين مدت خيلي کم به استعدادي برخورده ام که تکانم بدهد. خيلي ها آمدند و رفتند. توي تيتراژ «پاورچين » اسامي خيلي زيادي مي بيني که آمدند دو سه قسمت نوشتند و رفتند. نه اين که کارشان لزوما بد باشد. براي اين جنس کار بهترين انتخاب نبودند. جاي ديگري هم از عليرضا بذرافشان اسم برده ام که کارش را خيلي دوست دارم و به نظرم نويسنده درجه يکي است . ولي او هم در «باغ مظفر» نتوانست با سرعت بالاي کار ما هماهنگ بشود.

شايد چون به سريال نويسي عادت داشته تا کار روتين.

آره ، آنها تک تيراندازند و ما مسلسل چي.

يک جورهايي هم کارتان به ما روزنامه نگارها شبيه است.

آره ، کاملا. يک جورهايي پاورقي نويس هاي دوره معاصريم.

اين مدح کارت است يا ذمش؟

هيچ کدام . اما پاورقي هيچ وقت يک چيز سنگين سطح بالا نبوده . پاورقي اي موفق بوده که توانسته با تعداد بيش تري از مردم ارتباط برقرار کند. کارش از نويسنده پايين تر است ، ولي مردم دوستش دارند ديگر.

اين آگاهي خيلي تلخ نيست؟

کارمان را مي شناسيم ديگر. گنده تر از چيزي که هستيم ، نبايد ادعا کنيم . بايد اندازه مان را بشناسيم.

از اين حدي که براي خودت تصوير مي کني راضي هستي؟

به نظرم در تلويزيون اين ته ماجراست . تلويزيون براي سريال هاي 90شبي اش چيزي بيش تر از پاروقي نمي خواهد. اين نه مدح است و نه ذم . يک جور ويژگي است براي رسانه تلويزيون . 90شبي اي موفق است که آمارش از 90درصد هم بالا بزند، نه 90شبي اي که سنگين و درست و حسابي باشد و آمار 60درصد داشته باشد. ما بايد پربيننده باشيم . براي همين سعي مي کنيم حد وسط را پيدا کنيم و در عين دوري از ابتذال ، جوري کار کنيم که با قشر وسيع مخاطب ارتباط برقرار کند. بايد رسانه را بشناسي تا بتواني مطابق سليقه اش کار بسازي . ولي کاري که من خودم مي سازم ، قطعا با اين کارها متفاوت است.

نمونه اش «نقاب » که امسال رفت روي پرده و کار بدي هم نبود.

البته اين جنازه فيلم نامه بود، خودش خيلي بهتر بود. اگر اصلش بود کاري مي شد که در سينماي ايران شبيهش را نديده بوديم . به هر حال اين جوري نيست که غير از برره بلد نباشم چيز ديگري بنويسم.

خيلي اضطراب داري که مردم توي عيد چه جوري از اين سريال استقبال کنند؟

نه ، دوره اضطراب من سال هاست گذشته . واقعيتش خيلي از کارهاي خودمان را حتي نديده ام.

چرا؟ علاقه اي نداري يا مثل آن بابا چون آخرش را مي داني نمي بيني؟

دوست دارم . ولي معمولا کارهاي خيلي مهم تري دارم.

سال آرامش ، سال استراحت

امسال اولا خيلي خوب استراحت کردم . بعد هم کاري نوشتم به اسم «ورود آقايان ممنوع » که قرار بود همين امسال مرضيه برومند بسازد و منوچهر محمدي تهيه کند. اما خورد به گرفتاري هاي برومند و بازي اش در تئاتر «افرا» و افتاد به سال بعد.

فيلم نامه بهمن قبادي را هم کار کردم و خيلي طول کشيد و امسال قرار است بسازدش . هنوز برايش اسم نگذاشته ايم ، اسم موقتش «کشور بابام » است . به نظرم کار ماندني اي مي شود.

جنس کارهايتان لااقل به ظاهر خيلي با هم فرق دارد. چي شد قبادي براي اين کار سراغ شما آمد؟

نمي دانم . براي فيلم قبلي اش «نيوه مانگ » هم ازم دعوت کرد. ولي هر چي جلو رفتيم ، ديدم طرح را نمي فهمم و عذرخواهي کردم . با اين حال هميشه دوست داشتيم با هم کار کنيم.

يک جايي به درآمد کارگرداني و نويسندگي اشاره کردي . اين ها چقدر با هم اختلاف دارند؟

نويسندگي خيلي بيش تر است.

يعني شما از مهران مديري بيشتر مي گيري؟

قصه مديري فرق مي کند. اگر يک نويسنده يک سريال کامل را خودش بنويسد، از مهران مديري بيش تر مي گيرد. مثلا اگر سروش صحت براي چارخونه مي نوشت خيلي بيش تر گيرش مي آمد تا حالا که کارگرداني کرده.

جابر تواضعي

منبع خبر: جام جم آنلاين

نوشته شده توسط منتقد در شنبه 10 فروردین1387 ساعت 13:52 | موضوع: مصاحبه ها
شما سر چه فیلمی اشک ریختید؟
اخبار كوتاه از سينماي جهان
«اسماعيل داورفر» درگذشت
بازگشت دوباره
با پيمان قاسم خاني ، نويسنده فيلمنامه سريال «مرد هزارچهره»
مرگ بازیگر قدیمی سینما/
محمدرضا گلزار ممنوع التصویر شد؟!
هدیه نوروزی
بیش از چهار قسمت از آغاز این مجموعه تلویزیونی نگذشته که...
داوود اسدي بازيگر سينما و تلويزيون درگذشت
خالق فيلم برنده‌ي اسكار در گذشت
عکس و بیوگرافی استاد عزت اله انتظامی
سال نو مبارک
گفت و گو با فرزاد حسنی
یادداشت امیر قادری درباره «دنیای تصویر» که قرار نیست دوباره چاپ شود
یک خبر از بی پولی!!
خبر بسیار جالب از فروش فیلم ها در آمریکا
با فروش بالاي «توفيق اجباري» و «كلاغ‌پر» در سال 86 شكل گرفت؛
گروه‌هاي سينمايي جديد و فيلم‌هاي اكران نوروز مشخص شدند
گزارش فروش هفته دوم اسفند